💠«آنکه مردن پیش چشمش تهلکه‌ست»

0 0
  • تاریخ : 1405/4/26
  • بازدید : 14
امتیاز 0.00 تعداد رای 0

💠«آنکه مردن پیش چشمش تهلکه‌ست»

🔹 اخیرا برخی از فقه پژوهان، در یکی از شبهای محرم بحثی را ذیل این سوال مهم عرضه کرد که «موضوع شهادت و به تبع احکام فقهی آن چیست؟» از نظر وی، حُسن فاعلی: یعنی نیت خالص، انگیزه الهی، قصد قربت؛ وگرنه حتی کشته‌شدن در رکاب پیامبر، اگر با هدف غنیمت باشد، شهادت نیست. و مراد وی از حسن فعلی، آن است که فرد در رکاب امام معصوم یا منصوب از سوی در راه خدا جهاد کند و یا اینکه – در عصر غیبت – به منظور دفاع از سرزمین اسلامی وارد جنگ شود بشرط اینکه راهی جز جهاد نباشد و همه راههای مداهنه بسته باشد و الا اگر بتوان صلح کرد و مانع کشته شدن خود و دیگران شود حسن فعلی ندارد و کشته شدن در این نبرد شهادت بشمار نمی رود...
نقد و بررسی...

🔰 بسمه تعالی

💠 «آنکه مردن پیش چشمش تهلکه‌ست»

✍️ سید سجاد ایزدهی

🔹 اخیرا برخی از فقه پژوهان، در یکی از شبهای محرم بحثی را ذیل این سوال مهم عرضه کرد که «موضوع شهادت و به تبع احکام فقهی آن چیست؟» از نظر وی، حُسن فاعلی: یعنی نیت خالص، انگیزه الهی، قصد قربت؛ وگرنه حتی کشته‌شدن در رکاب پیامبر، اگر با هدف غنیمت باشد، شهادت نیست. و مراد وی از حسن فعلی، آن است که فرد در رکاب امام معصوم یا منصوب از سوی در راه خدا جهاد کند و یا اینکه – در عصر غیبت – به منظور دفاع از سرزمین اسلامی وارد جنگ شود بشرط اینکه راهی جز جهاد نباشد و همه راههای مداهنه بسته باشد و الا اگر بتوان صلح کرد و مانع کشته شدن خود و دیگران شود حسن فعلی ندارد و کشته شدن در این نبرد شهادت بشمار نمی رود.

🔹 وی اضافه کرد که در مقام عمل، چون نیت‌ها قابل مشاهده نیست، بیشتر باید بر رکن دوم تمرکز کرد؛ جایی که بتوان با ادله روشن، مشروعیت میدان جنگ را احراز کرد.

🔹 صرفا اینکه کسی عاشق شهادت است و قرار است به فوز عظمی شهادت برسد دلیلی بر حسن فعلی نمی شود.

🔹 وی از جمله ادله ای که برای عدم دفاع از سرزمین در صورت امکان مداهنه به آیه شریفه «لَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» اشاره کرده و آن را اینگونه تفسیر کرده است:

🔹 این آیه ناظر به همه‌جاهایی‌ست که جان انسان بدون مصلحت، فایده و اثر از بین می‌رود. ایستادگی بدون فایده، ولو با نیّت قربت، ممکن است مصداق همین “هلاکت” باشد.

🔹 ایشان در ادامه ناظر به قیام امام حسین در این خصوص این گونه اظهار داشته است: ما نمی‌دانیم که در ماجرای عاشورا، راه مصالحه اصلاً بسته بود یا نه. شاید امام می‌دانست که یزید هیچ عهدی را وفا نخواهد کرد، یا جامعه به چنان جهلی رسیده بود که باید با خون بیدار شود. پس قیام عاشورا، نه یک قاعده عام، بلکه قضیه‌ای در واقعه‌ای خاص بود.

💠 نقد و بررسی:

1️⃣ قیام امام حسین(ع) به‌عنوان یک الگوی ماندگار، از چنان جامعیتی برخوردار است که نمی‌توان آن را صرفاً به شرایط خاص تاریخی محدود کرد؛ زیرا تفکیک این واقعه از ابعاد جهان‌شمول آن (مانند عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و ایثار در راه ارزش‌های الهی) به معنای انکار ظرفیت الگوبرداری از آن در تمام ادوار است.

2️⃣ انگاره عدم الگوبرداری از قیام امام حسین (ع) و این که این قیام واقعه ای خاص بوده که در سالیان بعد نمی تواند مورد احتجاج و الگوبرداری باشد (لااقل بعد از آگاهی بخشی ها و دیدگاه های انقلاب اسلامی) عملاً یا به مسلخ بردن قیام امام حسین است یا دعوت به ارتجاع.

3️⃣ مجاهدان معرکه جهاد، پیرو تکلیف، پای به معرکه جهاد می نهند و نتیجه گرایی یا وصول به پیروزی نهایی، شرط شرکت در معرکه جهاد نیست. بر این اساس، با وجود این که احتمال وصول به نتیجه، مهم است اما جهاد مشروط به وصول به نتیجه قطعی نیست.

4️⃣ برخلاف جهاد پیش دستانه، دفاع از سرزمین، امری فطری و قطعی است و جز در صورت عدم قطع به عدم امکان دفاع نمی توان از دفاع از سرزمین سربرتافت. چنان که در صورت احتمال به دفع نیز به حکم عقل و بنای عقلاء باید از سرزمین، دفاع کرد.

5️⃣ آیه نفی القاء در هلاکت، ناظر به منع از رفتارهای غیرعقلائی است بلکه ناظر به رفتارهایی است عرفاً منکر تلقّی شوند. این درحالی است که مقاومت در راه اسلام و وطن در صورت احتمال پیروزی و در فرض مقابله با ظلم، ستم و تجاوز، نه فقط هلاکت تلقی نمی شود بلکه از این افراد، در جامعه به بزرگی یاد می شود.

6️⃣ آیه شریفه وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره، 190) اطلاق داشته و قتال در سبیل خدا را محدود به فرض امکان پیروزی نکرده بلکه درنهایت، اعتداء و تجاوز را نهی کرده است.

7️⃣ با این که پیامبر عمدتاً در نبردهای خویش با کفار و مشرکان، از تعداد یاران کمتر و تجهیزات اندک برخوردار بود، هیچ گاه به این بهانه ترک نبرد نکرده و تسلیم نشده است. درحالی که بر اساس منطق گوینده فوق، پیامبر همواره می بایست باید در جنگ های خویش، تسلیم می شد و نبرد پیامبر (نعوذ بالله) از مصادیق إهلاک نفس می بود). آمار جنگهای پیامبر (ص) نیز گواه است که تعداد یاران و تجهیزات ایشان در بسیاری از جنگها به صورت متوسط یک سوم سپاه کفر بود.

8️⃣ در قرآن کریم، آیاتی وجود دارند که به مسئله جهاد با تعداد اندک مسلمانان اشاره دارند. به عنوان مثال، آیه ۶۵ سوره انفال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا» (ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می شوند.). این آیه نشان می‌دهد که حتی با وجود تعداد کمتر، با صبر و ایمان می‌توان (بباید) بر دشمنان پیروز شد. و البته در آیه بعد، خداوند در فرض ضعف مسلمانان، مقابله در صورت نصف ظرفیت دشمن را بر مومنان، فرض دانسته است: الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ (سوره انفال، آیه 66)؛ بلکه خداوند در این فرض، مومنان را به جهاد ترغیب و تشویق می کند. و اگر این گونه که از دیدگاه آقای سروش برمی آید راه مقابله با ظالمان در فرض نابرابری بسته است و باید همواره تسلیم شد و مقاومت، معنایی نخواهد داشت.

9️⃣ در فرضی که برخى مؤمنان با ديدن كمى نفرات خودى و كثرت نفرات و تجهيزات و قدرت دشمن دچار ترديد و دودلى شدند، خداوند آیه شریفه «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ» (سوره محمد، آیه 35) را نازل کرده و با تأکید بر این که خداوند با مومنان است، آنان را به جنگ با دشمنان دعوت کرده است.

1️⃣0️⃣ در خصوص موضوع شناسی جنگ و صلح باید به این نکته مهم، عنایت داشت که در فرض تجاوز دشمن ظالم و ستمگر، جز قدرت بازدارنده، چیزی ایجاد صلح نمی کند. این که کسی گمان کند، صلح بر جنگ، ترجیح دارد، ظاهراً معنای جنگ و صلح را نمی داند، چون اصولاً جنگها (لااقل قدرت بازدارنده) هستند که ایجاد صلح می کنند. زیرا ظالمان جز در صورت قدرت بازدارنده، دست از تجاوز نمی کشند. لذا مبادرت یک طرفه به صلح (و در صورت ضعف و عدم بازدارندگی) خود، ترغیب دشمن به تجاوز و جنگ است.

1️⃣1️⃣ بحث از حسن فعلی یا فاعلی در فرض جنگ، به این که شخص مجاهدی، به انگیزه جمع¬آوری غنیمت و ... به جهاد برود، یا این که به غرض غیرعقلائی، به جنگ مبادرت بورزد، مختص رویکرد فردی به فقه است درحالی که در رویکرد فقه حکومتی و حاکمیّت نظام اسلامی، نبرد بر اساس مشورت و همفکری سرداران و فرماندهان و براساس منطق مصلحت و مقتضای شرایط صورت می پذیرد. لذا مباحث مطرح شده در دیدگاه سروش محلاتی، عملاً در عصر حاضر، فاقد موضوع و محل بوده یا اینکه در نهایت، مصادیق بسیار محدودی دارد که قابل ذکر نیست.

1️⃣2️⃣ فارغ از نکات پیش گفته، در خصوص حسن و قبح «گفتار» یا «گوینده» نیز باید به این نکته مهم عنایت ورزید که کسی از ضمیر گوینده (سروش محلاتی) آگاه نیست، اما از حیث گفتار، طرح این بحث در زمان حاضر، یا ناظر به جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و تعرّض این رژیم خبیث به کشور اسلامی ایران است یا این که در فضای انتزاعی، مطرح شده است. طبعاً فارغ از نقدهای اساسی که به این نکات وارد است این متن، گویای غیرعقلانی نمایی مقاومت علیه متجاورین و ترغیب به مسالمت نسبت به دشمنی است که جز به تجزیه ایران اسلامی، راضی نخواهد شد، لذا این عبارات یا ناظر به ناآگاهی گوینده نسبت به مقتضای زمان و مکان است یا ...

1️⃣3️⃣ طرح بحث در خصوص دیدگاه دو فقیه بزرگوار در عصر گذشته، و مقایسه دیدگاه فقیهان در خصوص برخی مباحث، و نادیده انگاشتن دیدگاه امام خمینی و بسیاری از فقیهان معاصر (که اجتهادشان ناظر به فتاوای فقیهان سلف است) و مباحث ایشان بسیار روزامد و متناسب با شرایط زمانی و مقتضیات عصر حاضر است را باید در کتمان دیدگاه راقی و متعالی امام خمینی و قرائت انقلاب اسلامی در خصوص جهاد، قیام امام حسین و شهادت، معنا کرد. وگرنه مقایسه بین دو دیدگاه مطرح شده در زمان گذشته، فارغ از ارائه دیدگاه برتر و مطلوب بلکه قرائت غالب در عصر حاضر، را می توان گونه ای مخاطب فریبی ارزیابی کرد.

منبع:
امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

نظر دهید

گزارش