آیا باید نسبت به نشانههای هرچند ضعیف ضعف و مذاکره بیتفاوت بود یا این که باید در این مقام مصلحت مهمتر را لحاظ کرد و مردم را نسبت به چنین امر ناپسندی آگاه ... هرچند آسیبهایی بر پیکره متحدشده ملت وارد شود؟
🔰تبلور مردم سالاری دینی در مدیریت اندیشه و انگیزه مسئولان در باب مذاکره
✍️علی صالحیمنش
💠بسم الله الرحمن الرحیم
🔹سؤالی را برخی از برادران وخواهران، چه کنشگران و چه مردم عادی، این روزها زیاد میپرسند، و آنهم این است که با توجه به این که گاهوبیگاه نشانههایی از مذاکره و حتا پیشنهاد صلح از برخی از تأثیرگذاران عرصه سیاست، اعم از مسئولان و غیرمسئولان، شنیده میشود و با توجه به اینکه در این زمانه حساس حفظ وحدت و انسجام و همدلی ملی وظیفه همه مردم است، چه باید کرد؟ آیا باید نسبت به نشانههای هرچند ضعیف ضعف و مذاکره بیتفاوت بود یا این که باید در این مقام مصلحت مهمتر را لحاظ کرد و مردم را نسبت به چنین امر ناپسندی آگاه و در برابر آن صفآرایی کرد هرچند آسیبهایی بر پیکره متحدشده ملت وارد شود؟
🔹در بررسی این مطلب توجه به چند نقطه مرکزی ضروری است:
1️⃣چه بر اساس حکم عقل و شرع و چه بر اساس رهنمودهای امام راحل (ره) و رهبر شهید (قدس سره) تضعیف مسؤولان و ایجاد بدبینی نسبت به آنان، بهخصوص در شرایط جنگی صحیح نیست، این مهم را در سیره امام (ره) به خصوص در برهه دفاع هشتساله و در رفتار رهبری شهید (قدس سره) در کوران کرونا و قبل و بعد از آن میتوان یافت. همچنین است لزوم اعتماد جامعه به مسئولان که اگر سست شود خطرات آن غیرقابل جبران است؛ پاسخ قاطع رهبر شهید به دانشجویی که در مورد سستی مسئولان در پاسخ به اسرائیل سخنانی گفته بود (سخنانی که از قضا آن روزها نقل رایج محافل مجازی و حقیقی حزب اللهی بود) را به یاد بیاوریم...
2️⃣ از سویی دیگر میدانیم در نظام مقدس جمهوری اسلامی اخذ تصمیمات کلان، ساختار مستحکم قابل توجهی دارد، به خصوص در مسائل کلان و اساسی که بیتردید بدون اذن رهبری حکیم و امین (حفظه الله) اتفاقی در سطوح کلان نخواهد افتاد.
3️⃣ممکن است برخی در این مقام بگویند اگر چنین است، پس چرا در موارد متعددی که در حافظه تاریخی ملت ایران فراموش نشدنی است، برخلاف میل رهبری و سخنان صریح ایشان اتفاقاتی افتاد؟ مگر امام راحل (ره) در مورد بسیاری از تصمیمات نفرمودند «من از اول مخالف بودم»؟ یا رهبری شهید برخی از رفتارهای دولتمردان را صراحتا ناشایست نخواندند؟ و مگر غیر از این است که به صراحت در مورد برجام فرمودند که از برخی از خطوط قرمز عبور شد و ... نویسنده این سطور به همه موارد فوق توجه و اذعان دارد، ولی در عین حال معتقدم برای فهم دقیقتر همه موارد فوق و مواردی دیگر از این دست، مساله را باید در جایی دیگر جست که در نکته بعد اشاره میکنم.
4️⃣اما نکته مهم دیگر این است که در همه مواردی که تصمیماتی موقت، برخلاف حرکت اصلی نظام و بر اساس قاعده حکیمانه «نرمش قهرمانانه» گرفته شده، همهگی زمانی رخ داده که جمعیت قابل توجهی از جامعه به آن تصمیم گرویده است؛ برجام در زمانهای امضا شد که بیش از نیمی از مردم کشور به این ایده که «باید با کد خدا ببندیم، تا چرخ زندگی بچرخد» رای دادند، تصورهای ذهنی یک جامعه، تنها تصورت ذهنی نیستند، بلکه حرکت یک جامعه را، بهخصوص جامعه مردمسالاری چون جمهوری اسلامی را معین میکنند. بیش از پانزدهسال تلاش و صبر حکیمانه لازم بود تا مردم با سلولسلول خود درک کنند که «علاج در وطن است»! موارد دیگر چون دولت اصلاحات و پذیرش قطعنامه و همراهی با برخی از مسئولان نالایق اول انقلاب و ... همهگی در ذیل همین قاعده میگنجند و این خود از مواردی است که لازم است سیاست و درایت حکیمانه رهبر شهید در مورد آن مورد بررسی و واکاوی موشکافانه اهل دانش قرار گیرد.
5️⃣ امروز، هرچند قاعده همان قاعده است، اما قصه متفاوت است. امروز مردم در خیابانهای شمال شهر تا دورترین مناطق کمتربرخوردار کشور یک سخن ویک صدا دارند، امروز امت اسلامی روح واحدی دارد و کالبدهایی خارج از امکان شمارش، و همه را یک منطق دور هم آورده: منطق مقاومت! خون رهبر شهید و هزاران شهید دیگر امروز به پای این شجره طیبه ریخته شده است که در نتیجه «یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار»! این جامعه خود راهحل نهایی این معضل و معضلات آینده خواهد بود، انشاء الله! یادمان نرود که ما به نصرت الهی دلبستهایم و نصرت الهی حتی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) گره خورده با مردم مومن است: «هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین» اگر خداوند امروز دلهای مومنان را بدین شکل معجزهگونه متحد کرده است، تردیدی نکنیم که پیروزیهای شگرف در راه است.