با احترام به دغدغه جناب آیتالله قائممقامی درباره پرهیز از احساسات و ضرورت تبعیت از مصالح جامعه و ضرورت محوریت امام جامعه در تصمیمات کلان خصوصا جنگ و صلح ، به نظر میرسد بخشی از استدلال ایشان نیازمند بازنگری است.
🔰 تأملی در سخنان آیتالله قائممقامی درباره انتقام
✍️محمد حاجی ابوالقاسم دولابی
💠 با احترام به دغدغه جناب آیتالله قائممقامی درباره پرهیز از احساسات و ضرورت تبعیت از مصالح جامعه و ضرورت محوریت امام جامعه در تصمیمات کلان خصوصا جنگ و صلح ، به نظر میرسد بخشی از استدلال ایشان نیازمند بازنگری است.
1️⃣ نخست آنکه، صرف انتساب صفتی به خداوند، دلیل بر انحصار آن در خدا نیست. خداوند میفرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا»؛ آیا این بدان معناست که مردم وظیفهای در یاری پیامبران ندارند؟ در حالی که قرآن در جای دیگر میفرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ». پس نصرت هم فعل خداست و هم تکلیف بندگان. درباره «انتقام» نیز همین منطق جاری است؛ «ذُو انْتِقَام» بودن خداوند، بیانگر انتقام کامل و عادلانه الهی است، نه نفی هرگونه انتقام مشروع از سوی انسان.
2️⃣ دوم آنکه، قرآن اصل مقابله با تجاوز را صریحاً تشریع کرده است: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» و نیز «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ». آیا ترور رهبر یک ملت و جنایت علیه مردم بیگناه، مصداق روشن «اعتداء» نیست؟ پاسخ متناسب و بازدارنده به چنین جنایتی، نه خروج از منطق قرآن، بلکه عمل به همین دستور الهی است.
3️⃣ سوم آنکه، قرآن خود میان عفو و انتقام تفکیک کرده است. عفو در روابط شخصی و نیز پس از غلبه کامل و پایان درگیری ارزش است؛ همانند رفتار پیامبر(ص) در فتح مکه. اما در برابر دشمن متجاوز، قرآن میفرماید: «قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ... وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ» (توبه: ۱۴). در این آیه، خداوند عذاب دشمن را به دست مؤمنان محقق میکند؛ یعنی انتقام الهی از مجرمان، از طریق اقدام مؤمنان نیز تحقق مییابد. بنابراین، نمیتوان گفت چون خداوند «منتقم» است، انسانها هیچ نقشی در تحقق این سنت الهی ندارند.
4️⃣ چهارم آنکه، سیره انبیا نیز مؤید همین حقیقت است. حضرت موسی(ع) پس از اتمام حجت، نابودی فرعون را از خدا خواست و حضرت نوح(ع) پس از قرنها دعوت، هلاکت کافران را درخواست کرد. رحمت الهی اصل است، اما هنگامی که مجرمان از همه مرزها عبور میکنند، اجرای عدالت و مجازات آنان نیز سنت الهی است.
5️⃣ در نهایت، این سخن که تصمیم درباره جنگ و صلح بر عهده رهبر جامعه اسلامی و مبتنی بر مصالح عمومی است، سخنی صحیح و پذیرفتهشده است؛ اما این مطلب، نافی اصل مشروعیت پاسخ به تجاوز و انتقام عادلانه نیست. آنچه در اختیار رهبری است، تشخیص زمان، شیوه و مصلحت اجرای این حق است، نه نفی اصل آن.
6️⃣ و سرانجام، در فرهنگ شیعه نیز خونخواهی سیدالشهدا(ع) جایگاهی روشن دارد. با آنکه مختار بخشی از قاتلان کربلا را قصاص کرد، همچنان در دعای ندبه، حضرت ولیعصر(عج) را «الطالب بدم المقتول بکربلا» میخوانیم. این تعبیر نشان میدهد که خونخواهی و اجرای عدالت در برابر جنایت، نه تنها امری مذموم نیست، بلکه از آرمانهای بزرگ الهی است؛ البته همواره در چارچوب عدل، حکمت و ولایت.