پژوهشگاه فقه نظام
پژوهشگاه فقه نظام

ولادت سید الساجدین،‌ امام زین العابدین علیه السلام گرامی باد

تاریخ انتشار: 1403/11/16

.

چراغ بیت احمد، روشن است؛ روشن از آن، ماه و خورشید و روشنان.
شب را دَمادم می‌شکافد و سپیده را می‌گشاید و مردمانِ مانده در مُرداب تاریکی را، به سرمنزل سعادت و جاهِ بلند پرتوگیری از نام احمد ره می‌نماید.
احمد، که زمین از بارگاه‌اش ارجمند است و آسمان از بوسهٔ بام‌اش بلند، به فرمان خدا برخاست در جهان تاریکِ بی‌حیات، شمع حیات افروخت و از آن دَم، چراغ بیت او روشن از آن شمع عالم‌افروز حیات.
چراغ بیت احمد، روشن است؛ دست بوران‌ها و طوفان‌ها از آن کوتاه.
دست‌های آلوده و نفس‌های شرک‌آگین، دَم‌های زهرآلود، در درازای تاریخ،  در هنگامه‌ها و آوردگاه‌های زیر و زبر کننده، به آن فانوس روشن و شعاع‌گستر بر بلندای بام بیت نبی، برجِ افراشته در دل دریای همه‌آن طوفانی و موج‌خیز زندگی راهی نبود و نه زمینه‌ای برای خاموش‌کردن و در هم کوفتن آن، با موج‌های سرکش تاریکی.
جامعهٔ نبوی، که به نام احمد زینت یافته و آذین بسته شده، با تدبیر نبی، که از زلال قرآن و وحی سرچشمه گرفته است، به‌سانی سامان یافته و سازه‌های آن چیده شده که هیچ گزندی به آن کارگر نیفتد و باروها و برج‌های آن،‌ بی‌باروبان نماند و رصدگران هوشیار، یکی پس از دیگری، بر آن‌ها فراز روند و از آن فرازا، درهای زندگی سعادت‌مندانه و وَحیانی را به‌روی خَلقان نیازمند، فراز کنند.
چراغ‌افروزان بیت احمد، پیاپی، قامت افرازند، ‌شمع‌ها و مشعل‌ها افروزند و فانوس‌های دریای طوفانی زندگی را فرادست گیرند، تا هیچ به طوفان گرفتار آمده‌ای و زورَقی، شهر زیبا و ساحلی احمد را گم نکند و به قعر دریا فرو رود و طعمه نهنگان درّنده و گرسنه شود.
این‌سان، برابر سنّت و تدبیر محمد، نسل اندر نسل، پیاپیوسته این راه پیموده شده و مردمان، گروه گروه، با جلوداری اولیاء الله، به آبشخور وحی فرود آمده و از آن زلال، جامِ جان‌شان را لبالب ساخته و راه روشن چشمه حیات را در پیش گرفته‌اند.
از آن گاه که چراغ بیت احمد، به دست توانای جبرئیل افروخته شد و زمینه‌های نورگستری آن در آفاق وجود  و آفاق عالم فراهم آمد، رذل‌مردانِ تاریکی‌‌خواه، روشنایی‌گریز، بت در آغوش، به نردبانِ وَهم فرا رفتند که مگر به آن بام بلندِ خداافراشته، دست یابند و فانوس وحی را، که نام احمد در آن می‌درخشید، چشم‌ها را می‌نواخت، دل‌ها را به نور حق روشن می‌داشت و راه گریز و پرهیز از جامعه جاهلی شرک‌آلود و تاریکی‌افزا را نشان می‌داد، خاموش کنند .
در بیغوله‌ها انجمن کردند‌، به رایزنی پرداختند‌، ‌در کُنام‌ها فرو رفتند و به کمین نشستند تا بهنگام، بیرون آیند، ‌کین ورزند و با کین، سیمای ماه را گِل‌اندود سازند، نور را از ماه بگیرند و در تاریکی، بر مرگِ روشنایی دست بیفشانند و پای بکوبند و به پایِ بُتان افتند و سرخوش از پیروزی بر روشنایی، مجلس بزم برپا دارند.
که دوران این پندار به سر آمد و سرافکنانه و با بغض‌های فروخفته، دیدند علی، بر دوش محمد فرارفت و بت‌ها را دَرهم شکست و بلال به بام کعبه بالا رفت و صَلای «الله اکبر» سر داد و از آن مأذنهٔ مشرف بر جهان و جهانیان، اذان گفت و همه آفریدگان به گوش ایستادند تا این نغمه روح‌انگیز و جان‌افزا را بنیوشند.
ابوسفیان و اذناب و فرزندان فرومایه و مشرک او و دیگر مشرکان خون‌آشام، شکست خفّت‌بار را از پیامبر اعظم و یاران پولادین‌اراده او پذیرفتند، به ظاهر به اسلام گرویدند امّا در باطن بر همان راه باطل خود می‌پوییدند.
خنجرها از کف بنهادند اما در درون و در انجمن‌های لجن‌آلود و سرّی خود، خنجرها آختند و کینه‌ها توختند که این کینه‌ها و خنجرها، پس از نبی اکرم، در دوران حریم‌بان حرم احمد، علی مرتضی، خروشید و گدازه‌های آن، از سینه‌های این در نهان بت‌پرستان، بیرون ریخت، خانمان‌ها برانداخت و خنجرها از نیام بیرون کشیده شد، سرها از تن جدا ساخت.
اوج این رذالت، در کربلا خود را نشان داد و علی بن الحسین، دید چِسان کینه‌مندانه، سر از بدن‌ها جدا می‌سازند، سر ولیّ خدا را از تن جدا ساخته بر روی «نِی» گذارده و حرکت می‌دهند، تا چراغ بیت احمد را خاموش کنند؛ غافل از این که، این چراغ، خاموش‌ناشدنی است؛ ‌هرچه سرها و سر ولیّ، بر فراز «نی‌»ها بیش‌تر بماند، بالاتر رود، چراغ بیت احمد فروزان‌تر، ‌شرق و غرب عالم را می‌فروزاند وراه‌ها را روشن‌تر فراروی‌ها می‌گشاید.

رسالت بزرگ حریم‌بانی حرم وحیانی احمد، بر دوش فرزند حسین، همو که در بیت وحی چشم به هستی گشود و در گاهواره آل الله شکوفان شد و بالید، بازمانده کربلا، قرار گرفت و شجاعانه از آن در حال اسارت منزل به منزل پاس داشت.
چراغ بیت باشکوه احمد را، به زیبایی و بَس‌خردمندانه افروخته نگه داشت و دستِ دسیسه‌گران را رو کرد و داغ نکبت را بر پیشانی طُلَقای رسول، فرزندان و ‌اَذناب خون‌آشام و شب‌گستر ابوسفیان نهاد و برای همیشه رُسوای عام و خاص‌شان ساخت؛ ‌رسوایی که هیچ‌گاه نتوانستند از زیر آوار آن به در آیند؛ ‌مردار شدند و بویناک و اشمئزازآور و مشام‌آزار.
امام با سخنان روشن‌گرانه خود در میان مردم کوفه، در کاخ ابن زیاد، سپس در شام و در کاخ یزید بن معاویه، حریم‌بانان حرم احمد را شناساند و زمام کار را از امویان گرفت و هرچه تلاش می‌کردند این صدا و این بانگ رسای توحید را خاموش سازند و مردم را از نیوشیدن آن باز دارند ممکن نبود؛ کربلاها پدید آمد، چراغ‌ها به نام احمد روشن شد، تفسیر ناب‌،  دگرگون‌ساز از قرآن ارائه گردید و قیام امام و یاران، در این قاب روشن و چشم‌نواز قرار گرفت.
امام، پس از دوران محنت‌بار اسارت، که در چشم خدابین او، زینب بزرگوار و دیگر اسیران جز زیبایی و شکوه نبود، دست از تلاش برنداشت و با تمام توان، ‌با گشودن درهای زهد، خدابینی و خداباوری، به بازسازی جامعه از هم فروپاشیده روی آورد و مردم، بویژه عالمانِ سر در آخور حکومت را، از رفتارهای ناپسند پرهیز می‌داد.
ستم دیدن و چشم فرو بستن، ‌اِرباً اِربای بیداران و شجاعان و میان‌داران امّت را دیدن و دَم فرو بستن را شرم‌آور می‌دانست و مایهٔ ننگ و بیرون‌شدگی از حریم اسلام.

درود خدا و رسول و همه باورمندان به علی بن الحسین،‌ چشمه زلال و همیشه‌جوشان نبوی