پژوهشگاه فقه نظام
پژوهشگاه فقه نظام

میلاد اباالفضل العباس علیه السلام گرامی باد

تاریخ انتشار: 1403/11/15

.

محمّد (ص) از آنی که برانگیخته شد، همّت گماشت، به تلاش برخاست، پایه‌های جامعهٔ ولایی را برافراشت.
جامعهٔ ولایی، جامعهٔ به‌هم‌بسته، به‌هم‌جوشیده، و به‌هم‌گره‌خورده است.
محمّد (ص) در میان جامعهٔ جاهلی، در دامنهٔ کوهِ آتشفشان، که هر آن مُذاب‌ها و گدازه‌های خود را به این سوی و آن سوی فرو می‌ریزد و بی‌شمار خانمان‌ها را برمی‌اندازد، تباه می‌سازد و می‌سوزاند،‌ به‌پا می‌خیزد،‌ جبهه‌ای، به نامِ جبههٔ اسلامیان پدید می‌آورد و تمام همّ و غمّ او این است این جریان باریک را نگه دارد که ذوب نشود و زیر بارشِ گذاره‌های بنیان‌سوز، تباه نگردد.
از این روی، این شمارِ اندک از ایمان‌آورندگان را بِسان پولاد آبدیده،‌ به همدیگر می‌تاباند و در بین آنان، ولایت برقرار می‌کند و به جویبار سینه‌هاشان، این زلال را جاری می‌سازد، تا هیچ‌گاه، در هیچ فراز و نشیبی و هیچ گردنهٔ دشوارگذری،‌ در خیل بزرگِ ناباوران، روی‌برگردانان از روشنایی حق، و روی‌آورندگان به تاریکی، فرو نروند و حل نشوند، بمانند و جریان پاک، زلال و بی‌آمیغ خود را پای دارند، همان‌سان که در رودخانه‌های بزرگ، جریان آب شیرین و زلال، دلِ آب کدر و گل‌آلود را می‌شکافد و پیش می‌رود، حتّی با رنگ و بوی خاص خود.
این صُنع بزرگ الهی را، همان‌سان که در رودهای بزرگ می‌توان دید و با شگفتی به تماشا ایستاد، در جریان توحیدی نبوی، در دل انبوه‌انبوه مردمانِ افرازندهٔ رایَتِ جاهلی و پای‌بند به رسم‌ها و آیین‌های کهنه و لجن‌آلود آن، به‌روشنی و بَس‌درس‌آموز، دیده می‌شود.
محمّد ص همان‌گونه که از سیرهٔ آن عزیز برمی‌آید، در همه‌حال، درصدد جریان‌سازی است و جبهه‌ای که با هم‌پیوستگی، بر مدار حق در حرکت باشد و مؤمنانه، بی هیچ نگرانی و هراسی از سرزنش‌گران، در راه حق پوید، استوارقامت گام بردارد و چشمه‌های حیات را بجوشاند و چشمِ چشمه‌های ناب به سَرای دل‌ها بگشاید.
محمّد، بنیان امّت ولایی را این‌سان گذارد. در جبههٔ حق، به‌هم‌پیوستگی، هم‌جبهگی و پیوند استوار پدید آورد، تا هم‌جبهگان، با اراده و شناخت دقیق، در یک راه، که همانا توحید باشد، گام بردارند و خود را از قطب‌های دیگر، راه‌ها و روش‌ها و جبهه‌های غیرتوحیدی و فرورفته در مُرداب شرک و جاهلی،‌ جدا سازند.
این جریان زلال، سالم و پوینده بر مدار حق و حقیقت و ناب توحید، که پیامبر اعظم، برابر قرآن و آموزه‌های وحیانی بنیان گذارد، در روزگار خود و دیگر روزگاران، با میان‌داری ولیّ خدا، ادامه یافت که باید می‌یافت؛ زیرا، نبوّت بدون برپایی نظام ولایی،‌کارایی ندارد، انگیزاننده نیست و هدف نبوّت، که همانا انسان‌سازی و ساختن جامعهٔ توحیدی است، به حقیقت نمی‌پیوندد؛ از این روی،‌ برای به حقیقت پیوستن راهِ وَحیانی محمّد و پیاده‌شدن آموزه‌های وحیانی و گسترش آن‌ها، در سینه‌ها و سرزمین‌ها،‌ جامعه ولایی، همان‌سان که رسول اعظم، بنیان آن‌را برافراشت، پی‌گیرانه، هدف‌مندانه، دقیق و هوشیارانه، در پرتو وحی، خرد و دانش در روزگاران امامان، اولیای جامعه ولایی، دنبال شد.
امام علی ع،‌ نو به نو، با شناخت عرصه‌ها، ساحَت‌ها و فراز و فرودهای زندگی مردمان روزگار خود،‌ جامعهٔ ولاییِ شکوه‌مند،‌ استوار، سعادت‌آفرین و رخنه‌ناپذیر و به‌دور از قطب‌ها و جریان‌های آلوده و آلوده‌ساز را،‌ برابر کتاب و سنّت،‌ پی افکند که نیابد از باد و باران گزند.
این راه،‌ با رهروان نُوجو، کمال‌طلب و همه‌گاه چشم‌دوخته بر چشم‌اندازهای دگرگون‌کننده و رستاخیزآفرین، سینهٔ سخت زمان را شکافت و به‌پیش رفت که یکی از آن دوران‌های دشوار، با دیولاخ‌ها، خرسنگ‌ها و صخره‌های از پای درآورنده و زمین‌گیرساز،‌ دوران امام حسین ع بود.
امام،‌ پایه‌های استوار جامعهٔ ولایی را برافراشت؛ حصاری بَس‌استوار،‌ با باروهای بلند و سر به آسمان سوده و باروبانانی هشیار، تیزنگر، خردسالار و ژرف‌باور.
با این جامعه و مردمانِ هم‌باور، دل‌های به‌هم‌پیوسته و آبشارهای معنوی و ایمانیِ دَرهَم فرورفته،‌ به‌ رویارویی با اورنگ‌بانان شب و دیهیم‌بانان تباهی، بدروزگارانِ بدروزگاری‌گستر برخاست.
ابوالفضل العبّاس، عَلَمدار و رایَت‌افراز این جبههٔ سترگ و مردان پولادین‌اراده بود. او که به جامعهٔ ولایی، عالمانه، خردمندانه و از بُن جان،‌ باور داشت و همراه و همدوش و فرمانبر مولای خود، ولیِّ‌ جامعهٔ ولایی بود و در روز واقعه،‌ در آن هنگامهٔ سخت،‌ فرزند علی و امّ البنین، در میمنه و میسره و قلب سپاه ولایی حسین ع شکوه آفرید و تا دَمی که صَهبای عشق نوشید،‌ سپاه دشمن از بیم یورش‌های قهرمانانه و سرنوشت‌ساز او، در هراس بود و هر آن خود را بر لبهٔ پرتگاه می‌دید.

پروردگارا همه‌آن، جامعهٔ ولایی را، از نسیم کوی علمدار حسین بهره‌مند ساز.