رمز قرآن از حسین آموختیم...
آن امام عاشقان، پور بتول
سروِ آزادی ز بُستان رسول
الله الله باء بسم الله، پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
ارادهٔ خدا بود، آن بیهمتای بیانباز، نامِ احمد، بر تارَک جهان، تا ابد بدرخشد، جانها و جهانها را در پرتو خود بگیرد و از ظلام شب بهدر برد.
ارادهٔ خدا بود، آن ربِّ ودود، نام احمد را، در هر عصر و مصری، در میان هر قومی و بر چَکادِ هر اقلیمی، افروخته نگه دارد و دَمادَم شعلهافروز، تا هر زورق ساحلجو، در تاریکیها، توفانها و در میانهٔ موجهای دَر هَم کوبنده، در هم شکننده و نابودکننده، رو به ساحل، افق نگاهاش را بگشاید.
خداوند، پس از آفرینش احمد، جهان را بهگونهای رقم زد، بازساخت و پایههای آنرا برافراشت و رواقرواق این سرای باشکوه را آذین بست، که نام احمد، نقطهٔ پرگار و مرکز عالم هستی باشد، هر زیبایی، روشنایی، راستی و درستی، رشد و بالندگی و کمال و اوج، از آن نقطه و مرکز، شعاع بگستراند، و خطی از نور و تیغ آفتابِ بامدادی را از سپهرها، به دلها بپیونداند.
از کانون جان محمّد ص شعلهای افروخت، خاموشنشدنی و روزبهروز فروزانتر و شعاعگستردهتر، تا نام او بر سپهر سینهها، بیزوال، بدرخشد و بدرخشاند.
علی، در این کانونِ جانافروز، شعله شد، تاریکیزدا، سپیدهگشا و در پرتو بیان و بنان الهی خود، مردمان را به اشراق محمّد، یکانیکان، گروهگروه، کاروانکاروان، ره نمود، تا حقایق را، کشف و شهود کنند.
فاطمه، از فرازای این سینهٔ سینایی، به آسمان معنیٰ، درخشش و شکوه، فرا رفت و بر کرسی بندگی جای گرفت و از این مقام، انسان را به مقام انسانی خود، در پرتو نام احمد، که پرتویی از نام خدا بود، ره مینمود و همگان را میپرهیزاند از اینکه آنی، از این نام جانبخش و سرمدیساز، پرتو نگیرند؛ که پرتو نگرفتن همان و به درّهٔ هراسانگیز نکبت و تاریکی فرو افتادن همان.
از این سرای روحافزا، اوجدهندهٔ جان و نردبان بلندِ افراشته به بام معنیٰ، آفتابها بردمیدند، خورشیدها از چشمهٔ خور، برآمدند که نام احمد، آیین و راه و رسم او را، از مشرق «جان»ها بردمانند.
از قرآن بگویند، آیههای زندگیساز آنرا بر روحها و بر زبانها جاری سازند و پایههای سیرتِ نبوی را برافرازند و خَلقان یکتاپرست را به ساختن جامعهٔ یکتاپرستی و رایَتافرازی سیرهٔ نبوی، برانگیزانند و خطرها، فراز و نشیبهای راه را نشان دهند و چِسانی گذر از خارستانها و سنگلاخها را بیاموزانند و راه برونرفت از حالی که پریشانآور است؛ و درونشدنِ به حالی که شورانگیز است در سرلوحهٔ کار آنان قرار دهند و این گروه دگرگونخواه را، آنبهآن، بر این حالِ سُکرآور و شادابیبخش بدارند و با معنیٰبخشی و زلالسازی دلها، کاری کنند کارستان که با عشق و شیدایی در این دگرگونشدگی بمانند و پایداری ورزند.
امام حسن و امام حسین ع در حرم باشکوهِ نورچشم رحمة للعالمین، آن که جان در پیکر گیتی دَمید، روزگار تازهآیین آفرید، چشم به گیتی گشودند، هر یک به روشی، به تفسیر نام احمد برخاستند و نقش زیبای سینهٔ او را بر عالمیان برخواندند.
حسین ع به گفته علّامه محمد اقبال:
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملّت خوابیده را بیدار کرد
تیغ «لا» چون از میان بیرون کشید
از رگِ ارباب باطل خون کشید
نقش «الّا الله» بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین آموختیم
ز آتش او شعلهها اندوختیم
شوکت شام و فر بغداد رفت
سطوت غرناطه هم از یاد رفت
تار ما از زخمهاش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز
ای صبا ای پیک دور افتادگان
اشکِ ما بر خاکِ پاکِ او رسان