گفت و گو با حجت الاسلام نصراللهی در خصوص دیدار رهبر معظم انقلاب با مسئولان آموزش و پرورش
چندی پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان آموزش و پرورش سراسر کشور که بصورت ویدئوکنفرانس برگزار شد، به نکات مهمی در ارتباط با عدالت آموزشی ، لزوم بالابردن کیفیت آموزش و پرورش و گزینشی خردمندانه برای استخدام معلمین مطرح فرمودند. در همین زمینه توجه شما را به مصاحبه ای کوتاه با حجة الاسلام حنیف نصراللهی نسب استاد و پژوهشگر حوزه فقه تعلیم و تربیت جلب می نماییم.
تاریخ انتشار : 1399/6/29
بازدید : 81
زمان انتشار : 09:55:00


بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان آموزش و پرورش سراسر کشور که بصورت ویدئوکنفرانس برگزار شد، به نکات مهمی در ارتباط با عدالت آموزشی ، لزوم بالابردن کیفیت آموزش و پرورش و گزینشی خردمندانه برای استخدام معلمین مطرح فرمودند. در همین زمینه توجه شما را به مصاحبه ای کوتاه با حجة الاسلام حنیف نصراللهی نسب استاد و پژوهشگر حوزه فقه تعلیم و تربیت جلب می نماییم.

متن مصاحبه بدین شرح است:

رهبری معظم از مساله عدالت آموزشی در آموزش و پرورش سخن گفتند.از نگاه شما برای این مساله چه ابعادی را میتوان متصور شد؟
در مورد عدالت آموزشی سخن بسیار است و نکته های زیادی برای گفتن وجود دارد. ببینید در بحث عدالت آموزشی اکنون با مشکلی جدی در کشورمان مواجه هستیم. آن هم توزیع نیرو و امکانات است .یعنی هم از جهت نیروی انسانی و هم از جهت امکانات آموزشی نقاط مختلف کشور ما با هم برابر نیستند . بحث تمرکز زدایی در همه ادارات مطرح است و در آموزش و پرورش هم باید مطرح باشد و مطرح هم هست اما خب نتوانسته به موفقیت چشمگیری دست پیدا بکند .علاوه بر بحث تمرکز زدایی و اینکه باید به مناطق دوردست امکانات مناسب رسانده بشود؛ یک بحث دیگری نیز در عدالت آموزشی هست و آن اینکه در خود یک منطقه، در تهران در قم در شهرهای کوچک و بزرگ در یک منطقه واحد شاهد این هستیم که در مدارس مختلف، سبک های مختلف، شیوه های مختلف ، اساتید مختلف، معلم های مختلف مشغول فعالیت هستند. اگر مدارس استعداد های درخشان را در نظر نگیریم ، بسیاری از مردم تمایل دارند که فرزندانشان در مدارس شاهد درس بخوانند؛ اینکه مدرسه ای ویژه فرزندان شهدا و ایثارگران باشد به نظر بنده امر لازم و بجایی ست . اما چرا بقیه مدارس ما هم از چنان سطح کیفی خوبی برخوردار نباشد که تفاوت کیفیت بین مدارس عادی و شاهد فاحش نباشد؟! و مردم احساس نکنند که اگر فرزند ما به مدرسه عادی و دولتی رفت خیلی اتفاق بدی افتاده ست. خب این نشان دهنده این است که ما در این فضا با یک مشکل بی عدالتی مواجه هستیم. حال چه اتفاقی افتاده ست . هم بحث مدیریت منابع انسانی مطرح است و هم بحث شیوه های جذب که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.

رهبری معظم، معلمین را افسران سپاه پیشرفت کشور خطاب کردند. همچنین در ارتباط با گزینش معلمین، از معیار های نادرست گزینش سخن گفتند . به نظر حضرتعالی یک گزینش خرمندانه جهت تدارک افسرانی برای سپاه پیشرفت کشور چه چارچوبی باید داشته باشد؟
سالیانی است که در کشور ما برای آموزش و پرورش از طریق آزمون استخدامی از طرف دانشگاه فرهنگیان ، از طریق دانشگاه تربیت معلم در سالیانی دور و از طریق سرباز معلم ، معلم جذب می شود. خب چه از نظر کیفیت آموزش و چه از نظر کیفیت پرورش ؛ چه در بحث تعلیم و چه در بحث تربیت به نظر میرسد ما به یک رویکرد و تجدید نظر جدی نیاز داریم . این رویکرد چند جهت باید داشته باشد. باید افرادی به این سمت جذب شوند که استعداد های خوب جامعه هستند . این خوب نیست که هر کس از رشته های پزشکی و مهندسی و دیگر رشته ها ناامید می شود بیاید در کنکور رشته معلمی را انتخاب کند . این اصلا مناسب نیست و باعث می شود که افرادی که قله های استعدادی کشور هستند و میانگین استعدادی بالا دارند وارد شغل معلمی نشوند و ما نتوانیم متناسب با هوش و استعداد فرزندان و دانش آموزان مان نیروی انسانی داشته باشیم. نکته دوم در مرحله آموزش و مهارت افزایی ست . ما معلمینی را تربیت می کنیم که با سبک و سیاق آموزشی ده سال قبل روش مهارت افزایی شان یکی ست . در حالی که در این سال ها روش های تدریس و تقابل با دانش آموز در علوم تربیتی رشد داشته و شیوه های نوینی برای این امر ایجاد شده است . و از آن طرف در نقطه مقابل همزمان با رشد علم و دانش و شیوه های مهارتی کلاس داری دانش آموزان و فرزندان ما هم دارای ویژگی های جدید در روحیات خارق العاده ای شدند . سطح فعالیت، سطح هوش ، نوع خلاقیت ها ، نوع پرسش ها ، دغدغه های ذهنی کاملا در نسل جدید با نسل گذشته فرق دارد. اگر روش و سبک جدید را به کار نگیریم در مقابل آن ها درمانده می شویم . چه از نظر آموزشی ، تربیتی ، پرورشی و تذهیبی دچار مشکل می شویم. باید سرعت قطار مهارت افزایی و دانش افزایی به معلمین با سرعت قطار رشد استعدادی و نیازمندی های کودک و نوجوان ما هماهنگ باشد . این اتفاق نمی افتد مگر اینکه آموزش معلمین را متمرکز در دانشگاه های خاص انجام بدهیم و دوما به این دانشگاه ها بها بدهیم . به این دانشگاه اساتید برجسته هیئت های علمی قوی ، جوایز پژوهشی و خلاقیت و ابتکار را بدهیم . معلم واداشته بشود به اینکه هر روز ایده جدید و اندیشه جدید به کار بگیرد برای آموزش . ما در دانشگاه هایی که به معلمین مان آموزش می دهیم بایستی یک تلفیق بدیعی از تجربه مشمول ها و تجربه کسانی که الان در حال فعالیت در آموزش و پرورش هستند و تلفیقی از جانب دیگر در علم روز ، علوم تربیتی به روز و متناسب با زمان در نظر بگیریم. اگر مقالات تربیتی در مجلات تربیتی معتبر چاپ می شود باید اول از همه دانشگاه های تربیت معلم و فرهنگیان این ها را به دست بیاورند و با جمع بندی ، خلاصه ، فیلتر کردن و روتوش کردن این ها مایحتاج خودشان را استخراج کرده و سریع در آموزش معلم به کار گیرند . بایستی مجموعه هایی باشند که جدید ترین متد های آموزش معلمین در دنیا را شناسایی بکنند . این که می گوییم دنیا ، فقط دنیای غرب نیست . این روزه ما متد هایی داریم بومی که توسط افراد مذهبی و علاقه مند ابداع می شود . می شنویم که فلان فرد مثلا در شیوه تدریس قرآن شیوه جدیدی را ابداع کرده است و جواب داده است . و موفق شده است که با احداث مرکزی، قرآن را با این شیوه نوین و جدید به سرعت آموزش دهد . خب این چه شیوه ای است . اگر خود او اهل مقاله نوشتن نیست ما باید این شیوه را کشف ، الگوبرداری ، شاخص بندی کنیم و ببینیم در کجا به کارمان می آید. الان در برخی از مدارس مسجد محور شکل گرفته اند که سبک های جدیدی را در روش ارائه می دهند و حرف هایی برای گفتن دارند که البته انتقاداتی به آنها وارد است . خب بنده نمی گویم حرف های این ها را صد در صد قبول کنیم .اما اینکه حرف این ها بررسی دقیق بشود و سبک شمرده نشود هم امر لازمی است. بسیاری از متد های موجود در دنیا و غرب چیزی جز همین تجربیات در مدارس اروپا و آمریکا نبوده است . یک معلم در گوشه ای سبکی را به کار گرفته است همان را آمدند به صورت علمی در آوردند . و برای آن شاخص بندی کرده اند . یک روکش زیبا روی آن کشیده و آن را تبدیل به کتاب درسی کرده اند . این طور نیست که آن جا هر متد تربیتی و آموزشی که هست ضرورتا از یک کار عمیق آکادمیک درآمده باشد . چرا آن ها در صید تجربیات و کارآمدی های نسل خودشان ، معلمین خودشان موفقند و ما از این غفلت داریم. بایستی این بررسی شده و جدی گرفته شود. یا به عنوان مثال در همین بحث شیوه های نوین آموزشی ما بسیاری از کشور های جهان را داریم که به مدارس خانگی روی آوردند. یعنی تدابیری اندیشیدند که والدینی که علاقه دارند در خانه و منزل فرزندان خود را آموزش دهند، مهارت آموزی بشوند و بتوانند آموزش و پرورش بچه خودشان را بر عهده بگیرند. حال ممکن است خانم خانه داری که مدرک دانشگاهی هم دارد با یک آموزش خوب بتواند معلم کلاس اول خودش و چند نفر از همسایه ها بشود . در این صورت هم از محیط آموزشی مطمئن هستند و هم رسیدگی های ایشان رسیدگی های دقیقی هست. تعداد کلاس کم است و اگر آن فرد آموزش خوبی دیده باشد می تواند بسیار کیفیت بالایی از دانش افزایی و سواد آموزی را ارائه کند . خب این ها باید بررسی شود و اصلا حرفم این نیست که باید قطعا قبول شود . این ها باید مورد مداقه قرار بگیرد و وارد سبک های معلم پروری ما بشود و دائما نیاز به تحول دارد. ما باید بالاترین نرخ تحول را در بین آموزش معلمین مان داشته باشیم. در بعد تربیتی، طبیعی است که ما هم از نظر مفاهیم اسلامی گنجینه ای غنی از مطالب و محتواهای اخلاقی و تربیتی داریم که بایستی در رشد و تهذیب و معنویت افزایی کودکان و نوجوانان مان لحاظ شود و نباید تصورمان از مفاهیم دینی، فقط محدود به احکامی که در رساله توضیح المسائل آمده یا مثلا به عنوان مثال مطالبی که بالای منبر ها در سخنرانی ها گفته می شود محدود باشد. ما کتاب های غنی و پرباری در آداب تعلیم و تعلم ، در محتوای تعلیم و تعلم احادیث فراوان، آیات شریفه قرآن که راهکار معرفی می کند ، راهبرد میدهد را داریم. این ها باید کجا پیاده شود ؟ در درجه اول در ذهن معلمان. نه اینکه فقط پیاده بشود و آموزش داده بشود؛ بلکه معلم باید متعهد به اجرای آن باشد . اگر معلمی قبول ندارد این مبانی تربیتی اسلامی را و یا نمی تواند این ها را اجرا کند، باید در به کارگیری او تجدید نظر کرد. همچنین در زمینه تربیت ، یعنی غیر از بحث تعلیم و دانش افزایی ، در بحث رشد خلاقیت ، در بحث رشد شادابی و شادکامی ، رشد نشاط ، سلامت روان ممکن است مطالب ارزنده ای هم از علوم روز بتوانیم استخراج کنیم . لازم هم نیست همه آن اخذ شود و می توانیم با یک جداسازی و طبقه بندی آنهایی که با روحیات ما، بوم ما و کشور ما سازگاری دارد در مدارس کشور به اجرا در بیاوریم. اما لازمه اش این است که اول روی معلم پیاده بشود . ببینید در رابطه مربی و متربی در فرایند تربیت عواملی دخیل هستند . مربی ، متربی ، محیط تربیت ، ساختار و نظام آموزشی و تربیتی دخیل هستند . اما از منظر تربیت اسلامی، بین ساختار و کارگزار در بحث تربیت کارگزار نقش محوری را دارد. خیلی ها الان به سیستم و ساختار آموزش و پرورش ما منتقدند و انتقاد های به جایی هم هست و جای رسیدگی هم دارد. برخی از آن هم ممکن است قابل پاسخگویی و دفاع باشد. اما آن چه که به ذهن میرسد که خیلی مهم تر است منابع انسانی ، کارگزاران تربیتی ، مدیر و معاون و معلم و حتی کارمند های اداری و دفتری مدرسه ماست . خیلی جای حرف و کار دارد . این ها مهم ترین رکن آموزش است . من اعتقادم این است که حتی اگر ساختار آموزش و پرورش ما عوض نشود که لازم هست عوض شود حداقل نیازش ضروری است . اما اگر عوض نشود و ما فقط منابع انسانی مان را عوض بکنیم، تغییرشان دهیم و اصلاحشان کنیم فرزندی که وارد مدرسه می شود با همین واحد های درسی ، با همین سرفصلها ، با همین روش مدرسه داری اما سرکلاس علوم تجربی از اینکه این ویژگی فیزیکی یا شیمیایی یا زیست شناسانه را خداوند متعال این طور خلق کرده است بشنود . ساعت ورزش معلم ورزش از قبل آموزش دیده باشد که در حین بازی باید خویشتن داری ، کنترل خشم و کنترل هیجان را به بچه ها آموزش دهد .و در ساعت های ورزش از اول تا آخر سال دو تا سه پله کنترل هیجان این بچه رشد کرده باشد . مدیر و معاون در حیاط مدرسه وقتی قدم می زنند و بین بچه ها سرکشی می کنند ، نگاهشان نگاه طبیب مهربانی باشد که به مداوا می پردازد.کادر اداری مدرسه نمونه بارزی از نظم و انضباط ، وقت شناسی و دقت باشند .دانش آموز هر طرف برمیگردد کسانی را ببیند که به موقع سرکار حاضر می شوند، کارشان را دقیق انجام می دهند ، به موقع سر نماز حاضر می شوند . اصلا می شود دانش آموز ما دچار تحول نشود؟ و تربیت پذیری در او کم اتفاق بیفتد؟ اگر بخواهیم این ها را در ساختار تربیت معلم و فرهنگ خودمان وارد بکنیم، کار سختی در پیش داریم. کار یک سال و دو سال نیست . اما اگر تعریف بشود ، ساختار بندی بشود، نهاد گذاری بشود؛ اتفاق بسیار بزرگی می افتد. حتی به اعتقاد بنده حقیر ما در گزینش معلم ها باید سیستم گزینش مان –البته الان هم به این شکل هست تا یک حدی-که ما از حینی که آن معلم وارد تربیت معلم بشود تا نقطه پایان که خارج می شود او را زیر نظر داشته باشیم. ما نباید به کسی قول استخدام بدهیم. آمدید دانشگاه . اگر توانستی از مراحلی بگذری شما پذیرفته می شوید. امروزه برای اینکه یک هواپیمای 300 نفره را به یک خلبان بسپارند، نه تنها در ورود به دانشکده خلبانی از او تست های سختی می گیرند؛ بلکه او در طول دوره آموزشی و حتی بعد از دوره آموزشی باید تست های ماهیانه و سالیانه و دوره ای خاصی را بدهد که فیزیک بدنی او ، دانش فنی او، ناقص نشده باشد. اگر کوچکترین خللی وارد شده باشد او را از خلبانی کنار می گذارند. خلبانی که جان 300 نفر را در دستش دارد. معلمی که تربیت روح و روان 300 نفر را در دست خود دارد او هم به همین شکل باید باشد. او هم باید نه تنها در دوره تحصیل، بلکه در ادامه دائم چک شود و هر جا نقصی ایجاد شد بی تعارف کنارش بگذاریم. درست است که تلفات تربیتی ما مثل کشته های یک هواپیما جنجال خبری به پا نمی کند ؛ اما کم از او نیست. ما باید تعارف و شوخی را در سیستم گزینش مان کنار بگذاریم. سیستم های گزینش ما باید به روز شود. سیستم های مصاحبه ای ما که مقام معظم رهبری اشاره فرمودند، در امروزه سیستم های مصاحبه گیری پیشرفته تری هست . چرا یک مصاحبه ؟ چرا یک بار ؟ در طول ترم هایی که درس میخواند دائم مورد بررسی قرار بگیرد. تست های شخصیت ، تست های مختلف روان سنجی، تست های مختلف علمی ، مهارت افزایی ؛ چرا حضور او در دانشگاه، کتابخانه، پژوهشگاه در ساعت ورزش نباید ملاک باشد؟ چرا ما فقط باید بیاییم آن خروجی نهایی و مصاحبه را ملاک قرار دهیم .به خصوص امروزه با وضعیت اشتغال در جامعه ما ، شاید بشود برای استخدام در آموزش و پرورش یک اولویتی قائل شد و آن را یک امتیاز به شمار آورد و برای آن ساز و کار خاصی تعریف کرد که اگر این کار را نکنیم به نظر میرسد لطمات جبران ناپذیر بیشتری خواهیم خورد.

ارسال نظر