یادداشت انتقام سخت در قرآن و سنت ( پاسخی به نوشتار «ادب انتقام / سروش محلاتی»)
تاریخ انتشار : 1398/10/22
بازدید : 260
زمان انتشار : 09:51:00

 

به گزارش بخش رسانه پژوهشگاه فقه نظام، حجت الاسلام والمسلمین علی صالحی منش دبیر گروه فقه نظام سیاسی پژوهشگاه فقه نظام در نوشتاری، درباره انتقام سخت در قرآن و سنت پاسخی زیبا به یادداشت «ادب انتقام نوشته سروش محلاتی»دادند که تقدیم می گردد

بسم الله الرحمن الرحیم

در لحظاتی که مسلمانان ایران و منطقه و حتی نامسلمانان آزاده جهان در سوز سردار دلها، سپهبد حاج قاسم سلیمانی ومجاهد بزرگ ابومهدی المهندس و همراهان آنان می سوختند، و تنها امیدشان به وعده صادق رهبری معظم حفظه الله مبنی بر"انتقام سخت" بود تا آتش شعله ور دلهایشان را آرام سازد، جناب آقای سروش محلاتی با انتشار متن مختصری تحت عنوان «ادب انتقام»، با استفاده از ادله به ظاهر فقیهانه سعی در خدشه در مشروعیت این انتقام مقدس داشته اند.

محور یادداشت ایشان استناد به روایتی است که برخی در شان نزول آیه 136 از سوره نحل آورده اند؛ بنا بر نحوه استناد ایشان به این روایت پیامبر «صلی الله علیه و آله» شخصی با گرایشات به شدت افراطی بود که وحی الهی او را از غوطه ور شدن در دامن افراط باز داشته است!

این روایت به لحاظ فقه شیعه طبق هیچ یک از مبانی رجالی، سند قابل قبولی ندارد، لذا در مورد نوشته مذکور باید گفت «خانه از پای بست ویران است»، و افزون بر این به لحاظ متنی هم دچار اشکالاتی است، در عین حال در مورد این مطلب نکاتی به اختصار ذکر می گردد:

  1. در مورد شان نزول آیه یاد شده اختلافاتی وجود دارد. محقق بزرگ، مرحوم علامه جعفر مرتضی ضمن بررسی برخی موارد ذکر شده در روایت و رد آنها، می گوید این آیه یا در جریان فتح مکه نازل شده است و یا با توجه به مکی بودن سوره نحل آیه در مکه نازل شده اما در هنگام فتح یا هنگام درخواست برخی بر مثله کردن مشرکان، حضرت آیه را برایشان تلاوت کرده تا دست از اینکار بردارند. (رک: الصحیح من سیره النبی الاعظم ج7 ص271) بنابر این استدلال به آیه، نامربوط به بحث مورد نظر خواهد بود.
  2. دلیل سیره (فعل معصوم) معمولا دلیل اجمالی است و از همین روی تمسک به آن حداقلی بوده و در عین حال نیازمند اثبات مقدمات متعددی از جمله جهت فعل صادر از معصوم «علیه السلام» می باشد؛ بر فرض صحت روایت فوق نمی دانیم وجه صبر پیامبر «صلی الله علیه و آله» چه بوده است وهمچنین مصداق "عقاب به مثل" در آیه شریفه مجمل است؛ چه آن که ممکن است مراد آیه چنین باشد که مثله کردن 70 نفر از مشرکین نمی تواند انتقام مناسبی برای خون جناب حمزه سید الشهداء تلقی گردد، بلکه انتقام او در گرو صبر مومنین و در قالبی چون فتح مکه و ریشه کن شدن ماده فساد مشرکین از منطقه گرفته خواهد شد!
  3. "ادب انتقام" در سیره پیامبر «صلی الله علیه و آله» و امیرالمومنین «علیه السلام» و اهل بیت «علیهم السلام» مصادیق بسیار واضح تر وروشن تری دارد، از آن جمله است:

یکم: پس از آن که پیک پیامبر «صلی الله علیه و آله» در منطقه موته ناجوانمردانه به شهادت، رسید حضرت مسلمانان را مهیای جنگ موته نمود (المغازی، ج2،ص 755و756). بالغ بر 30هزار نفر به قصد موته حرکت کردند. (اعلام الوری ج 1 ص 213، الطبقات الکبری، ج2، ص 125) مسلمانان در راه این انتقام سخت، نیروهای باارزشی همچون جعفربن ابی طالب و زید بن حارثه را از دست دادند (المغازی، همان)

دوم: فتح مکه خود به نحوی انتقامی بسیار سخت از نقض عهد مشرکان در مورد صلح حدیبیه به شمار می رود. (نک: الکامل، ج۲، ص۲۳۹ـ۲۴۴)

سوم: درکتاب شریف نهج البلاغه از امیرالمومنین «علیه السلام» چنین روایت شده است که در مورد جنگ جمل فرمود:«فَوَاللَّهِ لَوْ لَمْ يُصِيبُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا رَجُلًا وَاحِداً مُعْتَمِدِينَ لِقَتْلِهِ بِلَا جُرْمٍ جَرَّهُ لَحَلَّ لِي قَتْلُ ذَلِكَ الْجَيْشِ كُلِّه‏ ...، به خدا قسم اگر تنها یک نفر از مسلمانان را به عمد و بدون جرم کشته بودند، برمن کشتن تمام آن لشگر حلال بود...» (نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 172)

چهارم: ادب انتقام در روایات مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه که منتقم اصلی دین است، بسیار شیواتر و گویاتر است: در برخی روایت این مضمون هست که در هنگام ظهور، حضرت قائم «علیه السلام»، انتقام قاتلان امام حسین «علیه السلام» را از فرزندان آنان خواهد گرفت چرا که این فرزندان راضی به عمل گذشتگان خویش اند و بدان افتخار می کنند! (عیون اخبار الرضا ع،ج 1، ص 273، علل الشرائع، ج 1، ص 229، وسائل ج 16 ص 139)

این ها نمونه ای بود از ادله مربوط به "ادب انتقام" در اسلام که اهل تحقیق موارد بیشتری را برای آن خواهند یافت.

 

  1. نتیجه مد نظر آقای محلاتی صریحا با آیات متعددی از قرآن مخالف است. بر اساس اصول ثابت شده در شیوه فقاهت حتا اگر دهها روایت بر خلاف ظاهر قرآن وجود داشته باشد و براین فرض که همه از نظر سندی صحیح باشند، هیچ یک از نظر فقی قابل استناد نخواهند بود. از جمله این آیات است:
  • « وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمين‏، با آنها بجنگيد تا ديگر فتنه‏اى نباشد و دين تنها دين خدا شود. ولی اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست.» (بقرة : 193)
  • «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصير، با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه‏اى نباشد و دين همه دين خدا گردد. پس اگر باز ايستادند، خدا برکردار ایشان بیناست» (أنفال : 39)

سخنان حکیمانه رهبر انقلاب درتوضیح "انتقام سخت" را می توان به خوبی تطبیق این دو آیه شریفه دانست: « آنچه در مقام مقابله مهم است این است که بایستی حضور فساد برانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود.» (http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44628)

  • « وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا في‏ دينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُون‏، و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان كفر پيكار كنيد چرا كه آنها پيمانى ندارند شايد [با این شدّت عمل] دست بردارند» (توبه:12)
  • « قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْديكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنين، ‏با آنها بجنگید، كه خداوند آنان را به دستان شما مجازات مى‏كند و آنان را رسوا مى‏سازد و سينه گروهى با ایمان را شفا مى‏بخشد [و بر قلب آنها مرهم مى‏نهد]» (التوبه: 14)

نکته قابل توجه در این آیه این است که عذاب الهی (بخوانید همان انتقام سخت) باید به دست مومنان صورت پذیرد؛ همچنین از این آیه ممکن است چنین استفاده شود که "انتقام سخت" حتا اگر به نیت تشفی مومنین باشد، بازهم مطلوب است.

  • «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقين، ‏ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، با كافرانى كه نزديك شمايند جنگ كنيد و آنها باید در شما [نسبت به خود] شدت و درشتى يابند، و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است» (التوبة : 123)

مشخص است که با صبر و جلوگیری از انتقام، دشمنان هیچ گاه غلظتی از جانب مومنین نخواهند یافت!

  • یکی از اهداف مهم نیروها وتجهیزات نظامی در قرآن، وجود ترس و وحشت در دل دشمنان است: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُم‏ ، و در برابر آنها تا مى‏توانيد نيرو و اسبان سوارى آماده كنيد تا دشمنان خدا و دشمنان خود- و جز آنها كه شما نمى‏شناسيد و خدا مى‏شناسد- را به ترس و وحشت اندازید.» حال اگر دشمنان بدانند که این تجهیزات هیچ گاه در راه انتقام به کار نخواهد رفت وتنها جنبه نمایشی دارد، به هیچ عنوان از هیمنه نمایشی مسلمانان ترسی به دل راه نخواهند داد؛ این بر خلاف حکمت یاد شده در آیه کریمه فوق است.

از این دست آیات در سرتاسر قرآن به وفور می توان یافت.

  1. رویکرد فقهی نویسنده در این گونه یادداشتها یک رویکرد کاملا انتزاعی، درخلا، وبدون در نظر گرفتن واقعیات زمانی و مکانی است!

توضیح آنکه  به لحاظ فقهی آن چه اصل اولی در مساله و درزمان ما است، جواز بلکه وجوب مقاتله با آمریکایی هاست و این امر به طور کلی ثابت شده ونیازی به دلیل خاص در آن نیست، چه فاجعه ای مثل ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی و همراهان او صورت گرفته باشد و چه نه! دلیل این مطلب این است که در بین فقیهان سخنی در این نیست که در هنگام هجمه کفار بر پیکره جامعه اسلامی، جهاد دفاعی واجب است (به عنوان نمونه نک: تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۳۷، قم‌ ۱۴۱۴.  جواهر الکلام‌‌، ج۲۱، ص۱۵۱۶، المهذب، ج 1،ص 297 و...) صاحب جواهر وجوب آن را "کالضروری" می داند (جواهر،ج21، ص15)  علامه طباطبایی آن را از مهمترین مصادیق حقوق بشر می داند (المیزان، ج2، ص 66) کاشف الغطاء که خود پیشتاز جهاد بود، این نوع جهاد را بزرگترین وسیله تقرب به خداوند می داند (کشف الغطاء (چاپ جدید) ج 4، ص 289)

البته ممکن است در این باره چنین به ذهن آید که این مورد درصورتی است که بین مسلمانان و دشمنان معاهده ی صلحی در کار نباشد و با توجه به پیمان های منعقده بین کشور مسلمان عراق و امریکا چنین استدلالی پذیرفته نیست.

در پاسخ از این اشکال نکات فراوان وجود دارد ولی فعلا به همین بسنده می کنیم که:

یکم، شکی نیست که عهد محترم است تا زمانی که طرف مقابل به عهد خود پایبند باشد «فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُم‏، تا زمانى كه در برابر شما وفادار باشند، شما نيز وفادارى كنيد، خداوند پرهيزگاران را دوست دارد» (توبه: 7) از این آیه معلوم میشود بعد از نقض عهد از طرف مقابل، از نظر فقهی معنایی برای وفای به عهد وجود نخواهد داشت، بلکه از قرآن (آیات 56 تا 60 سوره انفال) چنین استفاده می شود که نقض عهد نباید بدون پاسخ متناسب بماند. «وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنين‏»  (انفال: 58) « وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا في‏ دينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُون‏» (توبه:12) از این  دو آیه می توان وجوب "انتقام  سخت" در شرایط فعلی را ثابت نمود؛ اگر هیچ یک از دهها وبلکه صدها موارد نقض عهد و تعدی رژیم خونخوار امریکا به عراق و مسلمانان نبود، ترور وقیحانه سردار سلیمانی و همراهان مظلوم او به تنهایی برای اثبات این نقض، کافی بود!

 و دوم، این که این سخن پس از رای مجلس عراق به اخراج امریکایی ها از خاک این کشور کاملا بی معنا است.

  1. توجه به این نکته ضروری است که رویکرد رحیمانه جمهوری اسلامی در این انتقام و خون خواهی حق طلبانه، به هیچ وجه کشتن نیروهای دشمن نبوده، (که اگر بودهم حق بود)، بلکه از کار انداختن "ماشین جنگی" دشمن است. بزرگترین نشانه این مطلب اعلام قبلی انتقام به فاصله چند روز است که به دشمن این امکان را می داد تا نیروهای نظامی متجاوز خود را از منطقه خالی کند.

 سردار حاجی زاده فرمانده هوا وفضای سپاه به خوبی در این زمینه گفته است: «مادنبال کشتن نبودیم مادنبال ضربه زدن به ماشین نظامی دشمن بودیم ... می‌توانستیم طوری عملیات را طراحی کنیم که  در گام اول ۵۰۰ کشته داشته باشند و اگر جواب می دادند، در گام‌های دوم و سوم، ۴ تا ۵ هزار کشته می‌دادند...» ( https://tn.ai/2178606 )

 

 

ارسال نظر