به نقل از روزنامه صبح نو (گزارشی از واکنش‌ها به سخنان حجت‌الاسلام فاضل لنکرانی درباره انکار فقه نظام)
تاریخ انتشار : 1397/9/13
بازدید : 33
زمان انتشار : 11:55:00

به نقل از روزنامه صبح نو 

گزارشی از واکنش‌ها به سخنان حجت‌الاسلام فاضل لنکرانی درباره انکار فقه نظام

اداره حکومت بدون «نظام فقهی» ممکن نیست

پسر یکی از مراجع متوفی، حجت‌الاسلام محمدجواد فاضل لنکرانی چند روز پیش در مراسم بزرگداشت آیت‌الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی سخنانی درباره بحث «فقه نظام» مطرح کرد که از سوی بعضی پژوهشگران فقهی با واکنش‌هایی همراه شد. فاضل لنکرانی وجود مبحثی با عنوان «فقه نظام» را در منظومه فقهی بزرگان فقه منکر شده است و گفته است: تاکنون که ما این مقدار در فقه کار کرده‌ایم چیزی به نام نظام ندیده‌ایم، این عناوین نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام قضایی، نباید چشم و گوش ما را پر کند که بگوییم اسلام نظام دارد. نه، اسلام در هر زمینه‌ای احکام جزیی و قواعد دارد امّا چیزی به‌عنوان نظام ندارد.

فاضل لنکرانی در سخنرانی خود گفته بود: نمی‌خواهم زحماتی را که یک فقیهی مثل شهید صدر کشیده نادیده بگیرم، ولی نمی‌توان گفت برای پاسخ به نیازهای روز کنار فقه موجود که آقایان اسمش را فقه موضوعی، فقه فردی، فقه فردنگر گذاشته و عناوین اینچنینی که بار فقه ما کرده‌اند، یک فقهی هم به نام فقه نظامات داریم و اگر بخواهیم امروز بر همه شؤون فرهنگی-سیاسی-اجتماعی ـ اقتصادی و… بشر تسلط پیداکنیم تا این فقه نظام را استخراج نکنیم نمی‌توانیم.
رییس مرکز فقهی ائمه اطهار؟عهم؟ همچنین گفته است: اگر از مرحوم شهید صدر سؤال کنیم کاشف این نظام چیست؟ بالاخره از کجا به این نظام که شما مدعی هستید پی ببریم؟ ایشان می‌گوید اتفاقاً اینجا باید از روبنا به زیر بنا رسید، از همین فقه و احکام موجود باید به زیربنا رسید، می‌گوییم اولین سؤال این است که این فقه موجود با اجتهاد مجتهدین مختلف است، پس هر مجتهدی خودش باید یک نظام خاصی استخراج کند چون شما کاشف دیگری برای رسیدن به آن نظام ندارید غیر از همین مسائل روبنایی. اگر یک فقهی داشتیم که احکام واحدی داشت و هیچ اختلافی هم در آن نبود اینجا ثبوتاً ممکن بود بگوییم به نظام می‌رسیم ولی با وجود اختلاف چطور می‌توانیم به نظام برسیم؟ خود این نظام‌ها چه نظامی دارد؟ بالاخره این‌ها زیرمجموعه‌های دین هستند اگر زیرمجموعه‌های دین است همان‌طور که می‌گویید در خود اقتصاد نظام است باید در مرحله کلان آن هم باید یک نظامی باشد که این حرف قابل التزام نیست.
او همچنین نظرات امام  ؟ره؟ را هم همراستا با نظرات خودش دانسته و گفته است: اگر ماورای این فقه فردی فقهی به نام فقه نظامات داشتیم، آن کسی که باید به آن می‌رسید در درجه اول امام رضوان الله علیه است. ایشان با همین فقه فرمود که ما حکومت را اداره می‌کنیم. با همین فقه، نه با همین اجتهاد، یک خلطی گاهی اوقات در کلمات بعضی‌ها می‌بینم که می‌گویند امام؟ره؟ فقه موجود را کافی نمی‌دانست، نه‌خیر، امام؟ره؟  اجتهاد موجود را کافی نمی‌دانست ولی فقه را کافی می‌دانست منتها فقهی که باید در آن فکر و نوآوری شود. الآن در مباحث اصول و فقه نیاز به نوآوری‌های فراوان داریم، افق‌های زیادی در فقه باز می‌شود که همه منتهی به همین فقه موجود است نه اینکه ما چیزی به نام فقه نظامات داشته باشیم.
آیت‌الله علی اکبر رشاد، رییس حوزه‌های علمیه استان تهران در آغاز درس خارج فقه خود به این اظهارات واکنش نشان داد و گفت: چندی است که هر کس از راه می‌رسد، و هر که فرصتی می‌یابد، نقدی و نقضی بر فقه وارد می‌کند و هجمه‌ای و حمله‌ای به فقها می‌برد و گاه حتی افرادی که از آن‌ها توقع نمی‌رود نیز چنین رفتار می‌کنند، گویی این رویه مد شده و
 «هر دم از این باغ بری می‌رسد».
رشاد تشریع را همانند تکوین دارای نظم و نظام دانست و گفت: بی‌نظامی، نقص و عیب است پس خلاف حکمت است. شریعت برای تمشیت و تنظیم امور و شؤون انسان‌ها آمده است؛ چیزی که برای نظام‌بخشی به امور گوناگون و تنظیم شؤون مختلف آمده خود نمی‌تواند بی‌نظام باشد.
او همچنین بیان کرد: اگر مراد استاد محترم از فقه، آن چیزی است که طی اعصار بر اساس استنباط فقها فراجنگ آمده است، باید عرض کنم چون فقه حاصل تلاش فقهای عظام و سلف صالح برای کشف شریعت نفس الامری است که نظام دارد، آن‌هم بی‌نظام نیست، زیرا هرچند فقه معرفت فقها به شریعت است اما فقها اهل‌فن هستند و بر اساس مبانی محکم و به استناد ادله معتبر و طبق منطق و منهج موجه، برای دستیابی به حاق شریعت، دست به استنباط می‌زنند، فقه نظامی نزدیک به‌نظام شریعت واجد است. فقها ساختارهای مختلفی را طی تاریخ آن پیشنهاد کرده و اعمال کرده‌اند. آنچه در سده‌های اخیر بعد از محقق حلی ؟ره؟ و تألیف تاریخ‌سازش شرایع الاسلام، رایج بوده است همان الگوی چهاربخشی محقق، یعنی تقسیم کلان فقه به عبادات، عقود، ایقاعات و احکام است و این الگو ایرادهایی دارد.
رشاد تأکید کرد: این ایرادها مستلزم فقدان نظام نیست، کما این‌که نقد ساختارهای موجود به معنی انکار نظام‌مندی نیست بلکه به معنای دفاع از نظام‌مندی فقه و تلاش برای کشف یا صورت‌بندی کارآمدتر و روزآمدتر آن است. و البته وقتی فقه نظام‌مند انگاشته شده و غایت آن اداره نظام سیاسی قلمداد می‌شود، موضوع، مسائل، دسته‌بندی و طبقه‌بندی قضایا و نیز هندسه صوری و حتی منهج آن از این تلقی و تفطن متأثر می‌شود.
رشاد همچنین نظرات فاضل لنکرانی درباره امام؟ره؟  را صحیح ندانست و گفت: امام راحل فرمودند فقه فلسفه‌ای دارد و فلسفه آن حکومت است و حکومت تمام فلسفه فقه است، پس امروز باید فقه به طرزی صورت‌بندی شود که حکومت را اداره کند و اداره دولت با مجموعه احکام بی‌نظام ممکن نیست. اگر امام؟ره؟  مجال ارائه مفصل و مکتوب مبانی نظام فقهی جدید را نداشتند، یا احیاناً افرادی مانند شهید صدر  ؟ره؟ یا هر کس دیگری یک نظریه را برای نظام‌سازی ارائه کرده باشند و مخدوش باشد دلیل نمی‌شود که فقه از اساس فاقد نظام باشد. اختلاف اقوال، انظار، نیز نه دلیل عدم نظام‌مندی شریعت در مقام ثبوت است و نه مانع نظام‌سازی فقهی در مقام اثبات است. بنا نیست نظام‌سازی مبتنی بر آراء متشتت و متعارض بنا شود و قرار نیست با نظام‌سازی اجتهاد تعطیل یا دیگران ملزم به پذیرش ارائه‌کنندگان یک نظام و ساختار خاص باشند.
همچنین حجت‌الاسلام امین رضا عابدی نژاد، نویسنده کتاب ماهیت و الزامات فقه پیشرفت که از پژوهشگران مؤسسه فقه نظام است، در یادداشتی خطاب به حجت‌الاسلام فاضل لنکرانی نکاتی را یادآور شده است. او در این یادداشت نوشت: نکته تعجب‌برانگیزی که در بیانات منسوب به حضرت عالی وجود دارد آن است که حضرت عالی فرموده‌اید که در اسلام احکام و قواعد وجود دارد اما چیزی به نام نظام وجود ندارد. این در حالی است قول به وجود قواعد کلی حاکم بر احکام فرعیه تفصیلی از مقومات اندیشه فقه نظام است. در واقع این قواعد نخ تسبیح انسجام و سازگاری و علت داخلی نظام فقهی به‌شمار می‌روند.
او همچنین درباره این اشکال که تشتت آرای فقها مانع ایجاد یک نظام است، نوشت: عملاً بخش عمده‌ای از این اختلافات و تضادها ناشی از بی‌توجهی به الزامات فقه نظام می‌باشد. فقهی که به مقاصد و اهداف فقه نظام اجتماعی و روش‌های معتبر برای کشف این اهداف بی‌اعتناست و قواعد حاکم بر نظام اقتصادی و مانند آن را استنباط نکرده و نمی‌شناسد لاجرم در دام تعارض آرا و اختلاف فتاوی گرفتار می‌شود. در واقع دعوت به فقه نظام دعوت به کاستن روشمند اختلاف فتاوی و آراء فقهی است.
عابدی‌نژاد درباره نسبت نظرات امام؟ره؟   و فقه نظام نوشت: اولاً امام؟ره؟  صریحاً می‌فرمود اجتهاد مصطلح کافی نیست و همچنین می‌فرمود که فقه تئوری اداره فرد و اجتماع از گهواره تا گور است و روشن است که فقهی که احکام آن ناظر به مصالح و اهداف عینی اجتماع نباشد و از مجموعه‌ای از احکام از هم گسیخته و نامتجانس شکل یافته باشد توانایی اداره جامعه را ندارد. ثانیاً اصولاً موضوع اداره نظام است و اداره اجتماع چیزی جز تنظیم شؤون حیات اجتماعی نیست. ثالثاً بر فرض که حضرت امام؟ره؟   نظری به فقه نظام نداشتند این فرمایش حضرت عالی که اگر ما ورای این فقه فردی یک فقهی به نام فقه نظامات داشتیم، آن کسی که باید به آن می‌رسید در درجه اول امام راحل است منطقی نیست زیرا میان مقدم و تالی استلزامی وجود ندارد. 

ارسال نظر