مقاله علمی وحدت، استراتژی قرآن کریم برای عینیت بخشی به امت واحده اسلامی / حجت الاسلام مجید رجبی
تاریخ انتشار : 1397/9/1
بازدید : 30
زمان انتشار : 09:49:00

وحدت، استراتژی قرآن کریم برای عینیت بخشی به امت واحده اسلامی

حجت الاسلام مجید رجبی/ معاونت پژوهش پژوهشگاه فقه نظام 

بسم الله الرحمن الرحيم

بلای تفرقه بر سر امت اسلام

بعد از جنگهاي صليبي كه دشمنان اسلام در مقابله رودررو با مسلمين شكست خوردند و مشاهده کردند در مقابل این رقیب قدرتمند دچار مشکل خواهند شد، تصميم گرفتند اتحاد و همبستگي میان مسلمين را از بين ببرند، از آن موقع تا به امروز چه فرقه ها و مذاهب گوناگوني در امت اسلامي پديد آمده كه بسياري از آنها ريشه در توطئه هاي دشمنان اسلام دارد، البته بي توجهي امت اسلام به دستورهاي عميق قرآن هم در تحقق این امر بسيار مؤثر بوده، آنجا كه خداوند در سوره آل عمران مي فرمايد:

«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ كُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ * وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»[1]

و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد و از نعمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد: آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد و او دلهايتان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شديد. و بر لبه پرتگاهى از آتش بوديد، خدا شما را از آن برهانيد. خدا آيات خود را براى شما اينچنين بيان مى‏كند، شايد هدايت يابيد.* بايد كه از ميان شما گروهى باشند كه به خير دعوت كنند و امر به معروف و نهى از منكر كنند. اينان رستگارانند. * همانند آن كسان مباشيد كه پس از آنكه آيات روشن خدا بر آنها آشكار شد، پراكنده گشتند و با يكديگر اختلاف ورزيدند، البته براى اينان عذابى بزرگ خواهد بود.

جالب اينجاست كه خداوند بین امر به وحدت و نهی شدید از تفرقه و تشتت كه در دو آيه 103 و 105 آمده است، آيه امر به معروف و دعوت به خیر را ذكر مي كند مي فرماید بايد باشند عده اي كه دعوت به خير كنند! گويى قرآن کریم، خير را در درجه اول همان وحدت و اتفاق و اتحاد مى‏داند. و امر به معروف کنند! . مصداق مهم و اساسی «معروف» در اينجا همان وحدت و اتفاق است. و نهى از منكر كنند و از زشتى باز بدارند که «زشتى» در اينجا همان تفرق و تشتت است! برخي از مفسرين هم در ذيل اين آيات به اين نكته ظريف اشاره كرده اند.

امیر المؤمنین علي ع از كساني بود كه بخاطر حفظ اصل اسلام و حفظ وحدت اسلامي از خواسته بر حق خود كه برپايي امامت و خلافت بعد از رسول بود دست كشيد، ایشان در عين حال كه خود را مستحق خلافت مي دانست مي فرمود: «لَقَدْ عَلِمْتُمْ انّى احَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَيْرى، وَ وَ اللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُ الْمُسْلِمينَ وَ لَمْ‏يَكُنْ فيها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً.»[2] شما خود مى‏دانيد من از همه براى خلافت شايسته‏ترم، و حال به خدا قسم مادامى كه كار مسلمين روبراه باشد و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتى نخواهم كرد و تسليم خواهم بود.

و عجيب است كه امروزه برخي از ما حاضر نيستيم بخاطر حفظ کیان اسلام دست از تعصبات بي نتيجه خویش برداريم.

وحدت و حفظ اصول مذهبی

قبل از ورود به مسأله اصلی مقاله لازم است به نکته ای اشاره نمائیم، گاه گفته می شود آيا وحدت بین مذاهب اسلامی موجب سست شدن ارزش هاي هر مذهبي نمي گردد؟

اين دیدگاه كه مستمسك اصلي برخی مخالفین وحدت است، نشانه عدم درك صحيح مفهوم و حقيقت وحدت می باشد، چرا كه اين يك مسأله اجتماعي و سياسي است و در فرضي معني دارد كه هر مذهبي در عقايد خود محكم و استوار بماند و در عين حال يكي ديگر از ارزش هاي مذهبي خود را كه همان تعامل و همزيستي مسالمت آميز و حفظ اخوت اسلامي و رحمت ايماني است حفظ نمايد.

نکته کلیدی در سیره اهل بیت و شیوه های تبلیغی و تربیتی آنها رعایت اتحاد جامعه اسلامی است.[3] تلاش براي ترويج مكتب امامت و تشيع هم باید در راستاي حفظ اصل اتحاد و همبستگي اسلامي باشد، اين به معنی دست برداشتن از تبليغ نيست بلكه بايد شیوه ها بر پایه جدال احسن و صحيح باشد بگونه اي كه مخل به اتحاد و انسجام اسلامي نباشد.

به عنوان نمونه علامه اميني كتاب الغدير خود را نه تنها عامل اختلاف نمي داند بلكه معتقد است اين گونه کتابها باعث وحدت بيشتر بين مسلمين مي گردد، چرا كه سوء تفاهمات را از بين مي برد و مذاهب ديگر را متوجه استحكام ادله مذهب تشيع مي نماید و توهمات نادرستشان درباره اين مذهب را درست می کند. در اين زمينه نظرات بسياري از علماي بدون غرض اهل سنت در مورد كتاب الغدير خواندني است آنجا كه اين كتاب را روشنگر مكتب تشيع و نزديك كننده شيعه و سني به يكديگر مي دانند. بعنوان نمونه عادل غضبان، مدير مجله مصرى «الكتاب» مى‏گويد: اين كتاب، منطق شيعه را روشن مى‏كند و اهل سنت مى‏توانند به وسيله اين كتاب، شيعه را به طور صحيح بشناسند. شناسايى صحيح شيعه سبب مى‏شود كه آراء شيعه و سنى به يكديگر نزديك شود و مجموعاً صف واحدى تشكيل دهند.[4]

استراتژی وحدت

اما مسأله اصلی ما چگونگی رويكرد به وحدت در میان مسلمین است. آیا وحدت بین مذاهب اسلامي يك حقيقت است يا يك ضرورت؟ یک استراتژی است یا یک تاکتیک؟ وحدت مطابق قاعده اوليه است يا ثانويه؟

آيا مي توان جامعه اسلامي را داراي روحي واحد و به عنوان يك واحد حقيقي به رسميت شناخت، تا وحدت استراتژی اسلام باشد؟ اگر مسلمين با وجود اختلافات فرعي -به خداي واحد، رسول واحد، كتاب واحد و قبله واحد معتقدند- مجموعا يك جامعه واحد را تشكيل دهند، آن وقت بدون شك اتحاد بين مسلمين يك ضرورت شرعي و عقلي اوليه خواهد بود، و آن هويتي كه اسلام براي جامعه اسلامي در نظر گرفته است، و آن دستورات اجتماعي كه براي حفظ الفت و همبستگي در جامعه اسلامي دستور داده است، كه برخي آنرا فقط در جامعه شيعه قابل تطبيق مي دانند، بايد در سراسر جامعه اسلامي پياده شود، و اختلافات مذهبي نبايد ذره اي در اين مسأله تأثير گذار باشد، اگر نه وحدت تنها يك تاکتیک و ضرورت ثانوی خواهد بود كه بخاطر برخي مصالح مثل عجز از مقابله با دشمنان، لزوم همزيستي مسالمت آميز در كنار آنها و يا برخي مصالح ديگر ناچار به حفظ وحدت با سائر مسلمانان هستيم؟

ما معتقديم ‌يكي از اهداف اساسي اسلام سرفرازي و علو امت اسلامي بر سائر امم است، اين اصل اساسي با تعابیر متفاوتی بیان شده مثل روایت نبوی «الاسلام يعلو و لا يعلي عليه»[5] و آیه شریفه «و لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا»[6] و مانند آن

دین اسلام برای رسیدن به این هدف بر تک تک مسلمانان لازم دانسته است که در راه آن تلاش کرده و کاری نکنند که به این آرمان بزرگ اجتماعی و سیاسی خدشه وارد شود، در همه شرايط چه صلح و چه جنگ چه اضطرار و چه اختيار، اين قاعده نبايد دست بخورد. ما نه از روي ناچاري و عجز که براي اعتلاي كلمه الله و ايجاد امت بزرگ اسلام، این آرمان بزرگ شریعت، دم از اتحاد بین مسلمین می زنیم.

فائده این بحث:

ممکن است گفته شود که به هر حال وحدت یک ضرورت است، چه فرقی می کند که بر چه اساسی باشد تاکتیک باشد یا استراتژی، راهبرد اولی باشد یا ضرورت و از روی ناچاری، فعلا رویکرد ما در تعامل با جامعه اسلامی باید بر این اساس باشد.

قبل از ورود به بحث بايد فائده و ثمره اين مسأله را بدانيم، اين بحث علاوه بر روشن نمودن ديدگاه نظري اسلام در اين مسأله اساسي اجتماعي، داراي ثمرات عملي نيز هست از جمله:

  1. در پايبندي ما به وحدت تأثير گذار است كسي كه از باب مصلحت و ضرورت به يك امري تن داده با كسي كه از روي اعتقاد به هدفي آرماني مي نگرد، هرگز در مقام عمل قابل مقايسه با يكديگر نيستند. شخص اول در هر گاه و بيگاه كه به زعم خودش منافي با مصالح و ضرورتهاي مد نظر نباشد دست از بایدهای وحدت بر مي دارد چرا که برای او امت واحده تنها یک ضرورت از روی ناچاری است و نه آرمان بزرگ اسلامی، اما شخص دوم هيچ گاه حاضر نيست دست از این مطلب که یک تکلیف الهی و راهبرد مذهبی است، بكشد.
  2. در محدوده و گستره وحدت تأثير گذار است، اگر وحدت را ضرورت موقت و تاکتیک دانستيم گستره وحدت هم محدود به مقام عمل ها و روشها و تعاملات اجتماعی است و اگر يك حقيقت و واقعيت باشد مي تواند يك روح واحد جمعي را در يك گروه يا جامعه حكم فرما كند.

متون ديني ما را به چه راهنمايي مي كنند؟

مسلمانان بر اساس آیات قرآن در مسائل اجتماعی دو تکلیف متقابل و متضاد دارند از طرفی مکلف اند تا روابط حسنه و اخوت خود را با گروهي قطع کنند و اجازه دوستی و رابطه ولایی با آنها را ندارند و از طرفی مأمور شده اند روابط اجتماعی و سیاسی و دوستی خود را با گروهی حفظ و تثبیت نمایند.

حال دو گروهی که موضوع این دو تکلیف واقع شده اند، چه كساني هستند؟ گروه اول مسلما كفار هستند كه طبق آيات فراوانی از قرآن بايد رابطه ولايي و دوستي با آنها قطع شود، نظیر این آیه شریفه:

«لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ في‏ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ»[7]

افراد با ايمان نبايد به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند، هيچ رابطه‏اى با خدا ندارد (و پيوند او بكلّى از خدا گسسته مى‏شود) مگر اينكه به خاطر هدفهاى مهمترى از آنان تقيّه كنيد. خداوند شما را از (نافرمانى) خود، بر حذر مى‏دارد و بازگشت (شما) به سوى خداست.

و یا آیه شریفه: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»[8]

ای كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارى‏ را دوستانِ (خود) مگيريد (كه) بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند. هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را هدایت نمى‏نمايد.

روشن است که مؤمنین باید در روابط اجتماعی و سیاسی خود به این دستور بازدارنده گوش فرا دهند. از طرف دیگر دستور ایجابی هم وجود دارد که باید با گروه هایی رابطه اجتماعی سیاسی خود را مستحکم نمایند، تکالیف اجتماعی سنگینی بر دوش مسلمانان هست، دین اسلام هرگز یک دین فردی با دستورات و برنامه های فرد محور نیست بلکه اتفاقا سنگین ترین دستورات قرآن در مورد مسائل اجتماعی است نظیر جهاد و لزوم تبعیت کامل از حاکمان منصوب از طرف خداوند. از جمله آنها ولایت افراد جامعه اسلامی بر یکدیگر است که در مصادیق فراوانی نمایان می شود، مانند قرار گرفتن در جبهه واحد، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به یکدیگر، دعا، عیادت، برقرار ساختن صلح و آشتی در صورت نزاع، دفاع از یکدیگر در مقابل متجاوز و ...

اما آیا محدوده این دستور همه مسلمين هستند با هر مذهبی که دارند، يا خصوص شيعيان؟ متون ديني محدوده این دستور را همه مسلمين معرفي مي كند يعني از مسلمين مي خواهد كه ولاء سیاسی اجتماعی و اخوت ديني و رحمت و مودت را نسبت به سراسر جامعه اسلامي داشته باشند.

تقابل بین ولایت کافرین و مؤمنین در این آیات اقتضای همین مطلب را دارد که هر کس از دائره کفر خارج و در دائره اسلام وارد شد از شمول دستور بازدارنده اول خارج و در دسته دوم جای می گیرد.

افزون بر این آیات قرآنی هم ما را به همین مطلب رهنمون می نمایند. در ذیل به تعدادی از این آیات اشاره می نمائیم.

  1. «إِنَ‏ هذِهِ‏ أُمَّتُكُمْ‏ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ»[9]

اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد.

این آیه که با همین سیاق دو بار در قرآن کریم آمده است، تئوری امت واحده اسلامی را بیان می دارد، این آیات که خود کاشف از رویکردهای سیاسی و اجتماعی دین مبین اسلام هم هست، پرده از این هدف بزرگ قرآنی که عینت بخشیدن به تشکیل امت واحده در خارج است بر می دارد، اساس این امت هم ربوبیت الهی و تقوا و عبادت او با اعتقاد به نبوت پیامبر گرامی اسلام می باشد.

روشن است که این آیه شریفه اختصاصی به فرقه خاصی از فرق اسلامی ندارد و شامل همه کسانی که اصول اساسی اسلام را پذیرفته اند، می گردد.

  1. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»[10]

مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. به نيكى فرمان مى‏دهند و از ناشايست باز مى‏دارند، و نماز مى‏گزارند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مى‏كنند. خدا اينان را رحمت خواهد كرد، خدا پيروزمند و حكيم است.

به مقتضاي اين ولايت، مؤمنین نسبت به يكديگر بي تفاوت نيستند و تكاليف اجتماعي و فردي خود را به طور صحيح انجام مي دهند، از این رو «اولئك سيرحمهم الله» مورد رحمت الهي قرار مي گيرند، همان طور که برخی اندیشمندان گفته اند، ولايت در اين آيات شريفه به معناي صرف دوستي و محبت نيست، بلكه نوعي تعهد براي مسلمين در زمينه حسن روابط بين مسلمين با يكديگر مي آورد.

  1. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»[11]

محمد (ص) پیامبر خداست و کسانی که همراه او هستند، بر کفار سرسخت و شدید و در میان خود با رحمت و مهربانی هستند.

اين‌ آيه هم به طور صريح وضع روابط مثبت و منفي ما را آشكار مي كند، آيا مسلماناني كه مصداق والذين معه هستند شامل اين آيه نمي شوند؟ اگر بگوييم اهل سنت «والذين معه» یعنی همراه با نبی و در دین او نيستند، پس بايد داخل در كفار باشند! اما احدی از فقهاء ملتزم به اين كلام نمي شود. پس باید با رحمت و مودت با يكديگر رفتار كنند، اين تقابل بين كفار و غير كفار كاشف از هويت رفتاري واحد در مسائل اجتماعي است و وضع مسلمانان نسبت به افراد و گروه های مختلف در سراسر جهان را روشن می نماید، یا در دین پیامبرند پس باید رابطه محبت و ولایت باشد یا در دین او نیستند که خارج از رابطه ولایی جامعه اسلامی هستند.

سخنان و رفتارهاي شديد عده ای از مسلمین بر ضد مذاهب دیگر و آنها را در زمره کفار و اهل کتاب قرار دادن، هرگز با این آیات شریفه قرآنی سازگاری ندارد. امروز اگر بر مصيبتى از مصيبتهاى اسلام بايد گريست اين مصيبت است و چاره ای جز بازگشت به قرآن کریم ندارد: «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم»

  1. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[12]

همانا مؤمنین با یکدیگر برادرند پس بین برادرانتان صلح و آشتی بر قرار سازید و تقوای خدا را رعایت کنید بامید اینکه مورد رحمت او واقع شوید.

علامه اميني (مؤلف کتاب الغدیر) مي گويد: «عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوّت اسلامى را كه قرآن كريم با جمله انَّمَا الْمُؤْمِنونَ اخْوَةٌ بدان تصريح كرده پاره نمى‏كند، هرچند كار مباحثه علمى و مجادله كلامى و مذهبى به اوج خود برسد. سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است.

در جاي ديگر در دفاع در مكتب تشيع مي گويد: «شيعه هرگز اخوّت اسلامى را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده است و در اين جهت فرقى ميان شيعه و سنى قائل نشده است.»[13]

نمي توان پذيرفت بخاطر شرائط خاص اجتماعي امروزمان مجبور به پذيرش اخوت اسلامي هستيم! واژه اخوت يك بار معنايي دارد كه ناچاری و تاكتيكي بودن با آن سازگاري ندارد! بلكه مسأله برخاسته از نگاه عميق اسلام به اهميت روابط اجتماعي و برقراري وحدت و يكپارچگي مسلمين است.

  1. «وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ»[14]

و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سُست شويد و قدرت و شوکت شما از بين برود، و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است.

این آیه نهی از نزاع و اختلاف در امت اسلامی می کند و مبنای وحدت را هم اطاعت خداوند و پیروی از سیره نبوی می داند، و علت این نهی را هم بیان می کند که پیامد این اختلاف، سستی و ضعف شدید اجتماعی و از دست دادن قدرت و صلابت اجتماعی سیاسی است و نتیجه آن سر فرو آوردن در برابر دشمنان اصلی اسلام می باشد، این علت باقتضای قاعده «العلة تعمم و تخصص» در همه زمان ها ساری و جاری است، از این رو دین اسلام، اتحاد امت را بعنوان یک استراتژی مطرح می کند تا هیچ وقت امت اسلامی بواسطه نزاع و اختلاف از آرمان بزرگ امت واحده اسلامی دور نشوند، یعنی این راهبرد ضامن اجرا شدن آن آرمان بزرگ سیاسی اجتماعی است.

جالب است که در این آیه شریفه بلافاصله بعد از دستور به وحدت و عدم نزاع و بیان علل آن، دعوت به صبر می کند! یعنی وحدت اجتماعی به صبر و بردباری فراوانی نیازمند است باید خیلی از اوقات ناملایماتی را تحمل کرد، باید گاهی حتی از حق خویش گذشت تا به هدف بزرگتر خود که وحدت جمعی است لطمه وارد نشود.

  1. «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»[15]

و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.

این آیه که در کلمات فقهاء به قاعده نفی سبیل مشهور است، می گوید نباید کفار بر مسلمانان سلطه داشته باشند، چه در زندگی فردی چه در زندگی اجتماعی، بلکه امور مسلمانان باید بدست خودشان باشد و با همکاری با یکدیگر جوامع اسلامی را اداره نمایند. این آیه در واقع تکمیل کننده همان آرمان امت واحده و اخوت ایمانی و جامعه ولائی مؤمنان و دوری از اختلاف فشل کننده است که در آیات فوق بیان شد.

با مراجعه به مفاد این قاعده فقهیه در کتب فقهی شیعه به تفصیل بحث شده است، مشاهده می کنیم فقهاء موضوع قاعده را نفی سلطه کفار بر جمیع مسلمین دانسته اند، و هیچ سخنی از تخصیص آیه به مذهب حق از دیدگاه خود ندارند، تنها در مورد شمول آن بر خوارج و نواصب خلاف و بحث است.[16]

از این رو نمی شود عبد مسلم را با هر مذهبی که دارد به کافر فروخت، چون منجر به سلطه کافر بر او می شود، همین طور نمی توان دختر مسلم را به نکاح کافر در آورد چون ازدواج خود نوعی سلطه است. از همه مهم تر مسائل سطح کلان و اجتماعی است، نمی توان قراردادی بست که نتیجه آن سلطه کفار بر یک کشور مسلمان، هست باشد، اگر کفار به کشور مسلمان شیعه حمله کنند بر همگان، از جمله اهل سنت است که سلطه کفار را نفی نمایند همین طور اگر به کشوری سنی حمله نمایند بر همه مسلمین از جمله شیعیان، واجب است که دست اجانب را از آن مملکت کوتاه کنند.

اینها احکامی است که فقهاء بر این آیه شریفه بار نموده اند، البته مستند این قاعده تنها این آیه شریفه نیست، بنابر این شکی باقی نمی ماند که اگرچه یک حقیقت بیشتر نداریم و به اعتقاد مذاهب مختلف، در آخرت آن مذهب حق اهل نجات است، اما در مسائل اجتماعی و تکالیف دنیوی همه مسلمین در یک سطح و یک جبهه قرار می گیرند و دارای احکام اجتماعی مساوی هستند.

آری آرمان امت واحده اسلامی مرز جغرافیایی نمی شناسد که بسته به اعتقاد و ایمان انسانها آن ها را در برابر برادران ایمانی خود مسئول می داند.

افزون بر آیات کریمه قرآنی، روایات فراوان و نیز جمله اي از احكام فقهي اين نظريه را تأييد مي كنند: جان و مال و عرض و آبروي اهل سنت محترم است، زن گرفتن از ايشان جايز است، در خرید و فروش هیچ فرقی بین مذاهب اسلامی نیست، بزرگترين وظيفه اجتماعي اسلام - امر به معروف و نهي از منكر- شامل همه مسلمین مي شود، پس بي تفاوتي نسبت به رفتارهاي مسلمانان شيعه يا سني حرام است. كداميك از فقهاء به اين احكام از روي تقيه يا ضرورت، فتوا داده است؟ اکثر این احکام دارای مستندات روایی از متون شیعه هستند که بجهت رعایت اختصار تنها به یکی از آنها اشاره می نمائیم:

عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «الْإِسْلَامُ مَا ظَهَرَ مِنْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ وَ هُوَ الَّذِي عَلَيْهِ جَمَاعَةُ النَّاسِ مِنَ الْفِرَقِ كُلِّهَا وَ بِهِ حُقِنَتِ الدِّمَاءُ وَ عَلَيْهِ جَرَتِ الْمَوَارِيثُ وَ جَازَ النِّكَاحُ وَ اجْتَمَعُوا عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ فَخَرَجُوا بِذَلِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ أُضِيفُوا إِلَى الْإِيمَانِ ... قُلْتُ فَهَلْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَى الْمُسْلِمِ فِي شَيْ‌ءٍ مِنَ الْفَضَائِلِ وَ الْأَحْكَامِ وَ الْحُدُودِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ فَقَالَ لَا هُمَا يَجْرِيَانِ فِي ذَلِكَ مَجْرَى وَاحِدٍ وَ لَكِنْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَى الْمُسْلِمِ فی اعمالهما و ما یتقربان به الی الله»[17]

امام باقر علیه‌السّلام فرمود: « اسلام آن سخن یا کاری است که تمامی مردم از همه فرقه های اسلامی برآنند و به وسیلۀ آن خون‌ها حفظ می‌شود و ارث جاری می‌شود و ازدواج جواز می‌یابد. این‌ها هم‌چون نماز، زکات، روزه و حج، مورد اتّفاق همگان است و بدین وسیله از کفر بیرون آمده و به ایمان مشرّف می‌شوند.»

راوی پرسید: «آیا مومن بر مسلمان در این‌گونه احکام و حدود و فضیلت‌ها و...برتری دارد؟» امام در پاسخ فرمود: «نه. در این‌گونه مسائل (هم‌چون معامله و ارث و ازدواج) ملاکی یگانه وجود دارد، و برتری مومن بر مسلمان برتری معنوی بوده و در قبولی و ارج و قرب اعمال است.»

خداوند، وظايف و احكام متعددي را روي عنوان اسلام و امت اسلامي برده، همانطور كه وظايف و تكاليفي را روي عنوان انسانيت برده، مثلا انقاذ غريق (نجات دادن کسی که در حال غرق شدن است) از واجباتي است كه موضوع آن، انسان بما هو انسان است، همينطور بر مسلمان بما هو مسلمان هم تكاليف و حقوقي بار نموده، اخوت و مودت اجتماعي را هم بر عنوان مسلمان بار كرده است، و همه اینها بدین جهت بوده که به هدف بزرگ عینیت بخشی به امت يكپارچه اسلامي نائل آيد.

اینجاست که بیش از بیش متوجه دست ناپیدای اجانب، در تفرقه افکنی بین مسلمین می شویم، وقتی به فقه مذاهب اسلامی نظر می افکنیم آن را سرشار از امور وحدت آفرین می یابیم اما فضای حاکم بر برخی گروه‌های اجتماعی بگونه ای است که این مطالب، عجیب و باور نکردنی به نظر می رسد!

مرحوم شهید مطهري در اين زمينه به مطلب کلیدی خصوصا در دوران معاصر اشاره می کند:

«آيات كريمه قرآن ما را متوجّه مى‏كنند كه دشمنان اسلام در هر زمان سعى دارند ولاء منفى را تبديل به اثباتى و ولاء اثباتى را تبديل به منفى نمايند؛ يعنى همه سعى‏شان اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه، و روابط خود مسلمانان به بهانه‏هاى مختلف- از آن جمله اختلافات فرقه‏اى- روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيله اجانب در اين راه فعّاليّتهاى فراوان صورت مى‏گيرد، بودجه‏هاى كلان مصرف مى‏گردد و متأسّفانه در ميان مسلمانان عناصرى به وجود آورده‏اند كه كارى جز اين ندارند كه ولاء نفيى اسلامى را تبديل به اثباتى و ولاء اثباتى اسلامى را تبديل به نفيى نمايند. اين بزرگترين ضربتى است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم (ص) وارد مى‏سازند.»[18]

البته مسلم است كه جریان اين اصل اساسي در خارج بصورت مطلق نخواهد بود، بلكه در مورد گروه هايي است كه خلاف معيارها و منهج هاي مطرح در قرآن و سنت نبوي رفتار ننمايند، جريانات تندي كه گاهي از سوي هر كدام از شيعه و سني ايجاد مي شود و مسائل فرعي را اصلي نموده و سعي در تكفير ديگر مذاهب يا القاي اختلاف دارند، نظير وهابيت و سلفی ها و جريان انجمن حجيته و غيره. موفقیت امت اسلامی و تحقق دستورات قرآن کریم تنها در صورتی اتفاق می افتد که یا این گروه ها دست از رفتارهای خلاف قرآن و سنت خود بردارند یا اینکه امت اسلامی با یکپارچگی خود، آنها را به انزوا بکشانند.

[1]. سوره آل عمران آیه 103 تا 105

[2]. نهج البلاغه، خطبه 73.

[3]. رجوع شود به کافی ج8 ص2 نامه گرانقدر امام صادق ع به اصحاب خویش. این مطلب خود نیازمند بحثی مستقل است.

[4]. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله الغدیر و وحدت اسلامی شهید مطهری بخش برداشت دیگران از الغدیر مجموعه آثر شهید مطهری جلد 25 ص 33.

[5]. وسائل الشیعه ج 26 ص 14.

[6]. سوره نساء آیه 141.

[7]. سوره آل عمران آیه 28.

[8]. سوره مائده آیه 51.

[9]. سوره انبیاء آیه 92. در سوره مؤمنون آیه 52 همین عبارت با اندکی تفاوت بیان شده است «و ان هذه امتکم امة واحده و انا ربکم فاتقون».

[10] سوره توبه آیه 71.

[11] سوره فتح آیه 29.

[12] سوره حجرات آیه 10.

[13]. مجموعه آثار شهید مطهری جلد25 ص 31، «جزوه الغدیر» و وحدت اسلامی.

[14]. سوره انفال آیه 46.

[15]. سوره نساء آیه 141.

[16]. رجوع شود به کتاب خلاف شیخ طوسی و تذکره الفقهاء علامه حلی  در مواضع مختلف ذیل آیه شریفه ، و حدائق الناضره محدث بحرانی جلد18 ص423 که در آن تصریح می کند مصداق آیه همه کسانی هستند که در ظاهر به اسلام آنها حکم شده است.

[17]. اصول کافی ج2 ص 26.

[18]. مجموعه آثار شهید مطهری، ولاء ها و ولايت ها جلد 3 ص 266.

ارسال نظر